وصیت لقمان به رئیس فدراسیون

وصیت لقمان به رئیس فدراسیون :

بدان که رفتار ومنش انسان ناشی از فرهنگ و رشد شخصیتی و اعتقادی اوست؛ پس همیشه سعی کن که در احترام اندازه نگاه داری ؛ تا به خودت و یا به دیگران بی احترامی نکنند.

علی جان بدان که سخت ترین کار عالم هستی محکوم کردن یک آدم احمق است و کسی که شکم خود را از علم و کتاب بیشتر دوست می دارد و عین آب خوردن ؛ دروغ می گوید باید برای شفای او گریه و مویه کرد.

علی جان بدان که باید به اهل هنر و علم احترام کنی و کسی را مرنجانی و هیچگاه به دنبال به کرسی نشاندن حرفت نباشی . توجه به سخنرانی خودت و تماشای عکس هایت در سایت فدراسیون و خبرگزاری های ریز و درشت ؛ آدم را به سوی حماقت می کشاند. دستمال هایت را از جیب خارج کن ؛ چون مردم همیشه تو را دستمال به دست می بینند .

علی جان بدان که تماشای آژانس شیشه ای سالی یکبار ارزنده است چون دانشگاه کسی را آدم نمی کند ؛علم را از دانشگاه بیاموز و ادب را از خانواده ات ؛و برای پیشرفت خود به آبدارچی و بچه های حراست تکیه مجو ؛ راه تو را می خواند ؛ اما تو باور نداری . با دوستانت از سر مهر برخورد کن و هر روز به آنان احترام کرده و با آنان نیز هر روز خداحافظی کن ؛ چون مشخص نیست فردا تو باشی ؟

ماهنامه میر شماره 76 دیماه 1389

بررسي پنج عامل اجتماعي در بروز ناهنجاري هاي رواني

براي رشد مطلوب كودكان و نوجوانان ، متخصصان اعتقاد دارند كه محيط زندگي آنان از نظر رواني بايد محيطي توام با آرامش اجتماعي باشد . ساليوان معتقد است كه عاداتي همچون دوست يابي در نوجوانان ، پناه بردن جوانان به سيگار ، تبعيت از مد و لباس پوشيدن ، ارتباط اين گروه با افراد غير همجنس و ... عاداتي خاصي است  كه آنان براي فرار از محيط اجتماعي نا امن براي خود ايجاد مي كنند و بدون توجه به اين عوامل ، تحمل محيط براي نوجوانان و بخصوص گروه جوانان مي تواند ، امري مشكل است .

برنر در دهه 1930 بر روي 105 كودك مجرم از مقطع راهنمائي ، و در ارتباط با خواهر و برادران آنها كه در محيط زندگي و اجتماعي  جرمي را مرتكب نشده بودند، تحقيقي را آغاز كرد و سه نقش : وراثت ، محيط اجتماعي و موازين اقتصادي خانواده را ، محور ارزيابي در آن زمان و در طول پژوهش توصيف نمود . پس از پايان تحقيق مشخص گرديد كه 91 درصد جوانان مجرم عضو گروه تحقيق ، از اختلالات عاطفي بسيار شديدي رنج مي بردند وآنان به شدت از بي مهري محيط و خانواده خود ، احساس نا امني مي كردند ، لذا فشار دروني در اين نوجوانان منجر به بروز مشكلات بيروني دررفتار آنان شده بود . همچنين ماك كي نيز در سال 1932 در يك تحقيق ديگر،  ميان جرم و شرايط اقتصادي خانواده ، رابطه اي بسيارنزديك را پيدا نمود .

آبراهام سن از آمريكا و بولبي از انگلستان نيز در تحقيقات مشابه ديگري بر روي 500 پسر بچه 14 و 15 ساله، نتايجي به شرح زير را عامل بروز ناهنجاري رواني و رفتاري نوجوانان به شرح زيراعلام كردند :

1-   از ديدگاه فرهنگي : از منظر مباني فرهنگي اين جوانان افرادي بد گمان ، انتقام جو و نامهربان بوده اند. اين افراد معمولا به ديگران ظنين داشته وهميشه سر سخت و حادثه جو هستند و بصورت كلي از جامعه و اطرافيان خود ، افرادي طلبكارند .

2-   از ديدگاه فيزيكي : اين نوجوانان و جوانان معمولا داراي هيكلي مزومورف بوده ، وگروه  پسران داراي بدني سخت با توده عضلاني بوده اند .

3-      از ديدگاه رفتاري : از ديدگاه مسائل رفتاري افراد مذكورانسانهائي درونگرا ، فعال وافرادي پرجنب و جوش ، و نا آرام هستند .

4-   از ديدگاه روانشناسي : اين گروه هر چيزي را كه در فكرو انديشه دارند ، بدون هيچ پروا ئي و بي پرده به راحتي با ديگران مطرح كرده و در گفتار و عمل ، كمتر از تفكر و تعمق در مسائل بهره مي جويند ( هميشه عجول هستند ) .

5-   از ديدگاه اجتماعي : از ديد مباني اجتماعي اين افراد فاقد محبت و ثبات اخلاقي ، و تفاهم گروهي در بين خانواده خود بوده و از راهنمائي و حمايت پدر و مادر، معمولا محروم هستند و دليل ناهنجاري رواني آنان در اين پژوهش ، بيشترين عامل را به خود اختصاص داده است .

در ادامه اين روند تحقيقاتي الكساندر و هاپكينز ، جرائم ارتكابي نوجوانان را از ديدگاه اجتماعي ، بصورت كلي در چهار دسته طبقه بندي كرده اند ، كه جهت اطلاع اين موارد شامل :

1-      جرائم سياسي : شامل كليه مواردي است كه دولت آن را خارج از موازين اجرائي در آن كشور اعلام نموده است .

2-      جرائم مدني : موارد اجتماعي خاصي است همچون بروز دعوا ، اهانت به ديگران ، رانندگي بدون مجوز و نداشتن تصديق و ....

3-   جرائم اقتصادي : كه معمولا بدليل مشكلات اقتصادي اين جرائم مشهود بوده و مبنا و معلول نيازمندي به پول دربين  آنان مي باشد و نمونه آن همچون دزدي از سوپرماركت ها است .

4-      جرائم رواني : اين جرائم بدليل عدم تفكر پايه اي و گرايش مقطعي بر مبناي تمايلات جنسي و كشش هاي هيجاني ، معمولا اتفاق مي افتد .

محققان مهمترين اصل در رشد بهينه اخلاقي و بهبود رفتاري و فكري نوجوانان و جوانان را براي ايجاد و كسب بهداشت رواني متناسب ، موارد مپبت انديشي همچون ، رشد مباني اخلاقي و اعتقادي ،  استفاده از صحبت دو طرفه ، و تلقين پذيري رفتاري مربيان و والدين و افراد آگاه براي آنان اعلام كرده اند .

5 نكته در خصوص بازي كودكان 3 ساله

عشق و علاقه مفرط كودكان به بازي ، آنان را آماده پيوندي دوستانه با گروه همسالان خود مي كند و پيشرفت و تكامل بازي هاي خلاق به آنها كمك مي كند تا آنان ،  بتوانند به راحتي استقلال عملكردي خويش را در حين بازي  به نمايش بگذارند . كودكان سعي مي كنند كه خود موضوع بازي و وسايل و ابزارهاي مورد نياز بازي خود را به راحتي انتخاب كرده و براي بهتر شدن بازي مورد نظرشان ،  از معلومات و فراگرفته ها و مهارت هايي كه در گذشته كسب كرده اند بهره لازم را به گيرند . در اين شرايط است كه احساسات كودكان نسبت به محيط و نسبت به افراد ديگر،  به نحو درخشان و شايسته اي  انعكاس يافته و تعيين روابط كودكان در حين بازي نسبت به هم و برنامه ريزي آنها در بازي مي تواند از جنبه هاي ويژه تعليم و تربيت براي آنان محسوب شود .

پژوهش هاي انجام شده مبين آن است كه در بازي ها ي اين گروه معمولا دو نوع رفتار خاص از كودكان ديده مي شود .

الف : رفتارهاي رويايي و خيال انگيز كه مربوط به نقش و موضوع درهر بازي است .

ب : رفتارهاي واقعي كه نمايانگر مناسبات و ارتباط همبازي ها با يكديگر است .

5 نكته خاص در خصوص بازي كودكان 3 ساله شامل :

1- رشد جسماني و رواني كودكان در بازي نسبت به سالهاي  قبل بهتر و مطلوب تر شده ،  و آنان قادر هستند كه سخنان بزرگسالان و والدين خود را در مورد اشياء پيراموني و پديده هاي آشنا به خوبي در بازي درك كنند ، لذا توانايي آنها براي  كسب معاشرت و ارتباط با بزرگسالان و يا گروه همسالان خود در اين شرايط سني افزايش چشمگيري را دارد .

2- بازي كودكان در اين سن تقليدي از كار و فعاليت بزرگسالان آنان است . دختران بعنوان مادران ،  آشپزي كرده و اتاق را تميز مي كنند و به بچه هاي خود رسيدگي خاص خواهند كرد . كودكان  تا حدودي كاربرد برخي از وسايل ساده را درسن 3 سالگي درك  كرده و در بازي هاي خود از آن وسايل به راحتي استفاده مي نمايند ، بعنوان مثال پسران با پيچ گوشتي مي توانند پيچ ها راسفت كرده و يا با چكش وسيله اي را در هم كوبيده و يا با بيلچه زمين را مي كنند .

3- كودكان 3 ساله در اشكال بسيار ساده اي از بازي با ديگر كودكان مشاركت كرده و مي توانند به صورت انفرادي در بازي  ساختن اشياء را آموخته و آن را تجربه نمايند . روانشناسان اعتقاد دارند كه در اين سن ،  كودكان قادر هستند ادراك اخلاقي را درروابط خود ظاهر نمايند .

4- با رشد فيزيكي در كودكان 3 ساله ،  مسايل تربيتي آنان موضوعي پيچيده تر گرديده و بايد در همه حال والدين به آنان آموزش دهند كه نسبت به ساير كودكان در هنگام اجراي بازي دقت لازم را داشته باشند و يا دراين شرايط  مزاحمتي را براي دوستان خود ايجاد نكنند ، اسباب بازي آنان را از آنها نگرفته و با همسالان خود هميشه مهربان باشند ، كودكان در اين سن بايد فرا بگيرند كه در شرايط اضطراري به ساير كودكان و همسالان كمك كرده و از موفقيت آنها و ساير دوستان خود خوشحال شوند .

5- به تدريج  با رشد بدني فعاليت فيزيكي در كودكان 3 ساله پيچيده تر شده و علاقه و اشتياق آنان از بازي هاي انفرادي به بازي هاي دسته جمعي و تيمي گرايش خواهد يافت . نخستين جوانه هاي همكاري و عمل مشترك ( كار اشتراكي ) در گروه همسالان در اين سن  شكل گرفته و كودكان 3 ساله در بازي هاي مختلف آداب معاشرت و رفتار اخلاقي را تمرين كرده و آن را فرا خواهند گرفت . به عنوان مثال رعايت ادب ،  كمك به دوستان ، دلسوزي نسبت به ديگران ، ابزار سازي براي بازي ، شركت دادن ديگران در بازي ، مراقبت و محافظت از كارهاي ساخته شده ، ابراز دوستي به دوستان وساير كودكان ، و ... در شرايط سني رشد پيدا مي كند .

اگر چه مربيان و والدين نسبت به كودكان كم حرف و خجول بايد توجهي ويژه را مبذول دارند ، زيرا كه آنان قادر به ايجاد رابطه با گروه همسالان خود نيستند، با اين گروه از كودكان بايد رفتاري گرم و توام با محبت داشت ،  تا آنان به تدريج و با احتياط به گروه سني خود راحت تر نزديك شد ه و بتوانند ارتباط دوستي را با آنان برقرار نمايند . ماكارنكو اعتقاد دارد كه بايد بكوشيم تا خصايلي را كه در كودكان موجود نيست و اما ،  لازم است كه در آنان وجود داشته باشد را هميشه مورد توجه قرار داده و آن را  بوجود آوريم ، پس تشويق و ترغيب آنان  تنها اختصاص به كودكاني ندارد كه به جهاتي از ديگران متمايز هستند زيرا كه در هر كودكي ،  ويژگي هاي خاصي وجود دارد كه بايد كوشيد تا آن ويژگي ها در او آشكار و هويدا شوند . جنبه تربيتي بازي اين است كه مي تواند بهترين خصوصيات اخلاقي و استعدادهاي آنان و تمايلات كودكان را مشهود ساخته و با بازي مي توان آن ويژگي ها را مشهود ساخت .

در تحقيقي ديگر كه بر روي بازي لگو سازي كودكان انجام شده است ، ثابت گرديد كه كودكان 3 ساله به شكل نامنظمي با اين وسايل بازي كرده و سپس به ايجاد نظم و رديف كردن وسايل در اين بازي عادت خواهند كرد وسپس مي توانند اشكالي از ساختمان واقعي را ايجاد كنند. ولي در 4 سالگي از طرح هاي مارپيچ آنها استفاده كرده واز انعطاف بيشتري بهره مند شده و در 5 سالگي ساختمان را با دقت ترسيم كرده و آن را مي سازند  و نهايتا در 6 سالگي شكل سازي آنان كامل وبه صورت صحيح انجام  مي گردد .

 

     چهار نكته براي رسيدن به بهداشت و تغذيه مطلوب در جهان

بهداشت ، كليد موفقيت و تامين سلامت در زندگي انسانها  و عامل رشد درجوامع انساني و امروزي است . رشد تكنولوژي در جوامع صنعتي ، رشد اقتصادي مجامع مختلف ، رهائي ملت ها و مردم از زير يوغ استعمار و استثمارگران ، گسترش مضامين و مفاهيم حقوق بشردر جهان ، انقلاب ارتباطات و رسانه هاي گروهي و تبليغاتي ، استفاده بهينه از منابع طبيعي موجود ، سرمايه گذاري هاي اصولي براي كيفيت بخشي بر نيروي انساني و تربيت نيروهاي متخصص و ... .. در جهان امروز ، موجب كاهش شديد مرگ و مير كودكان ، افزايش متوسط طول عمرمردم  در جوامع مختلف ، بهبود وضعيت تغذيه جهاني ، افزايش شرايط خدمات درماني مناسب ، تامين خدمات مطلوب رفاهي ، گسترش و بهبود سيستم هاي اداري ، و تخصصي و ... شده است و به دنبال اين رشد ، زمينه هاي ارتقا كمي و كيفي در سطوح مدارس ، رشد و پرورش مطلوب كودكان و جوانان ، احقاق حقوق متناسب در زندگي اجتماعي وتوسعه عدالت و مهرورزي ، و ... تحقق يافته و يا مي تواند تحقق يابد .

 

عدم وجود يك سيستم فراگير و پويا ، احترام غير متعارف به ارزش هاي اجتماعي ، وجود تفاوت هاي نژادي و عدم تامين برابري حقوق زن و مرد ، دوري از اعتقادات و بنيادهاي ديني و ... در برخي از جوامع مي تواند دقيقا وضعيت بهداشت و تامين سلامت نسل حاضررا به خطر اندازد ، لذا براي رسيدن به سلامت و تندرستي درجوامع انساني و با گسترش شبكه هاي اطلاعاتي و ارتباطي ، به راحتي مي توان به موفقيت هاي جامعي درراه  گسترش بهداشت وتامين شرايط مطلوب در تغذيه جهاني دست يافت .

نكاتي كه در اين بستر سازي حائز اهميت است ، شامل :

1-    گسترش امكانات و خدمات درشبكه هاي بهداشتي ، درماني براي كليه مناطق .

2-  شناخت و اولويت دادن به موضوع پيشگيري و تقدم آن بر درمان در جوامع مختلف به عنوان يك سياست اصولي  .

3-  درگير كردن اقشار مختلف جامعه براي تامين سلامت عمومي و فردي به عنوان عاملي موثردر مشاركت اجتماعي فعال .

4-    توجه اصولي و بنيادين به اقشار آسيب پذير و محروم در جوامع گوناگون .

با توجه به اينكه رشد جمعيت كنترل شده در هر 30 سال ، موجب 2 برابر شدن جمعيت جهاني مي شود و با علم بر اينكه هر سال حدود 14 ميليون كودك در سراسر جهان جان خود را به هر دليلي از دست مي دهند ، مشخص است كه چنانچه رشد جمعيت درهر كشوري از رشد خدمات اجتماعي و بهداشتي بيشتر شده ويا سبقت بگيرد ، گسترش فقر و كاهش موازين عدالت اقتصادي ، امري شايع و مبرهن مي باشد .  لذا با اين رشد جمعيت فزاينده ، متاسفانه ارائه خدمات رفاهي و اجتماعي ، از جمله خدمات بهداشتي – فرهنگي عملا كاهش مشهودي را داشته و اگر بتوان رشد دانش پزشكي را در هر جامعه اي گسترش  و علم پيشگيري را در اختيار آحاد مردم به شكل رايگان قرار داد ، مسلما مردم در هر شرايطي دانش زندگي كردن را به درستي پيدا مي كنند، لذا با تاكيد بروجود تغذيه سالم ، مي توان به سلامت و تندرستي مردم ، رشد مناسب اجتماعي ، طول عمري  بالاتر و كاركردي بهينه و مناسب  رسيد. در اين شرايط است كه، آينده جامعه خود را به راحتي مي توانيم  تامين و تضمين كنيم .

در هر كشوري و در درون حصارهاي آموزشي ، وبرنامه هاي دربسته مدارس ، هميشه دانش آموزاني هستند كه  در حال تعليم و تربيت قرار دارند . آنان در اختيار معلمين و آموزگاران كه هاديان جامعه خود هستند قرار دارند ، آموزش و پرورش نوين مي تواند ، دانش آموزان را حامل پيام ، و دانش وبينش هاي لازم ، و شناخت مكفي از زندگي كردن ، توام با قدرت مسئوليت پذيري نموده واين موازين را در آنان افزايش دهد .

با اين حركت رو به توسعه و پيشرفت ، و در آينده اي نه چندان دور ، بهداشت و سلامت اجتماعي بر مبناي رشد مطلوب دانش آموزان به ثمر خواهد رسيد . وبه جرات مي توان گفت كه آموزگاران ، مديران و معلمان مدارس ، والدين كودكان ، نوجوانان و جوانان و به عبارتي تمامي انسان ها ، مي توانند پايه گذاران اين حركت نوين براي تامين سلامت جسماني آحاد مردم محسوب شوند .