چرا دوچرخه سواران از ديگران سالم تر هستند
زندگي جنگ است و ديگر هيچ نيست . به نظر مي رسد كه ، نوع رفتار هر فردي بر مبناي تصورات او از زندگي و فرهنگ اجتماعي جامعه شكل گرفته است ، و كنش و واكنش هاي متقابل او نسبت به شرايط مختلف زيست محيطي ، فرهنگ رفتاري انسان ها را شكل مي دهد . در زندگي كسي موفق است كه بتواند بر مشكلات موجود به عنوان فردي موفق ، فائق آيد و راه حل هاي صحيح را انتخاب كرده و از انديشه اش به گونه اي متناسب در جهت بهبود شرايط استفاده نمايد .
جهت زندگي بهتر و كسب سلامت در جوامع گوناگون ، ورزش و تربيت بدني امري ضروري و حياتي است و در اين ميان گرايش به دوچرخه و دوچرخه سواري ، به عنوان بهترين حربه در اين ساختار مبارزاتي براي زندگي بهترمي باشد . دوچرخه سواري همانند ساير رشته هاي ورزشي محدود به شرايط زماني و مكاني نيست . دوچرخه سواري فعاليتي است بسيارساده و مفرح و لذت بخش در نظام زندگي شهري و سازماني اجتماعي درون شهري به عنوان يك وسيله جابجائي ، و دوچرخه سواري رشته اي ورزشي است كه در دل طبيعت توام با رويت مناظر لذت بخش وبا استفاده از زيبايي ها ولذت بردن از طراوت محيط زيست انسان را با محيط پيراموني آشنا نموده ، وبه دور از شلوغي و آلودگي شهري ، فعاليتي را با آرامش خاطرتامين مي كند. دردوچرخه سواري با استفاده از قدرت و آمادگي جسماني مناسب ، دوچرخه سواران براي تسخير طبيعت اقدام كرده ، و اين كارموجب ارتقاء ضريب قدرت بدني و افزايش توانايي هايي عضلاني ، وبهبود سطح وميزان تندرستي و سلامت آنان ، ورشد مباني شخصيتي و فرهنگي و .... انسان ها ميگردد .
دوچرخه وسيله اي مكانيكي است كه هر فرد در شرايط مختلف سني و جنسي ، مي تواند از آن به منظورهاي متفاوتي از جمله : كار ، تفريح ، ورزش و ... استفاده نمايد . اين وسيله با ارزش و كم قيمت در مقام مقايسه با ماشين هاي گران قيمت شهري ، نه تنها باعث آلودگي هوايي و صوتي در شهرها نمي شوند ، بلكه از آن مي توان در بيابان ، خيابان و حتي كوهستان و كوير هم به خوبي استفاده كرد . تبليغات متناسب به منظور ارائه صورت هاي استفاده از دوچرخه در كنار آموزش هاي ساده ومكفي براي مردم ، تهيه و تامين قطعات دوچرخه ، تسهيلات دولتي و سازماني براي خريد دوچرخه و ...... مي تواند يكي از عوامل با ارزش در استفاده از اين وسيله براي ورزش كردن و تردد بين شهري باشد .
سياست گذاري هاي اصولي و صحيح دولت و سازمان تربيت بدني مي تواند دستيابي به اين مهم را تسريع نمايد و به عنوان يكي از فاكتورهاي باارزش در پر كردن اوقات فراغت جوانان كه از معضلات مهم سازمان ملي جوانان در شرايط فعلي است ، از اهميت خاص برخوردار بوده وبسيار حائز اهميت مي باشد . فدراسيون دوچرخه سواري باني گسترش اين رشته ورزشي در سطح آماتوريسم در كل كشوراست و در بخش حرفه اي نيز اين مسئوليت را مي تواند عهده دار مي باشد ، ولي ايا فدراسيون. دوچرخه سواري متولي گسترش بنيادين اين رشته است و يا صرفا به كار قهرمان پروري بدون پايه ريزي بنيادي دوچرخه سواري توجه دارد .
ثوجه رسانه هاي جمعي ، نشريات و روزنامه هاي متفاوت ، مجلات آموزشي ، صدا و سيماي كشور، سازمانها و نهادهاي ذيصلاح ، و ......در امر ارتقا توانائي هاي جسماني نسل جوان و ساير آحاد ملت وافزايش اطلاعات عمومي مردم و به خصوص نسل جوان به استفاده از دوچرخه ، و گسترش اين رشته ورزشي زيبا در كنار هياهوي تبليغاتي ساير رشته هاي ورزشي همچون فوتبال و .....آيا نميتواند برگ سبز مثبتي در تامين جامعه اي سالم و سرسبز را برايمان به ارمغان آورده وعهده دارسلامت مردم و افزايش طول عمر آنان باشد .
آيا اين تاثير قادر نيست ، نارسائي ها وآلودگي هاي اجتماعي را كاهش داده و موجب تامين هوائي پاك و آسماني آبي در شهرهاي كوچك و بزرگ كشورمان باشد.
آيا نمي توان ، زندگي را با دوچرخه و دوچرخه را با زندگي فردي به هم پيوند زند.
آيا اين ارتباط دو طرفه ، متضمن تامين سلامت نسل جوان و بهبود عملكرد فيزيولوژيكي آنان وافزايش توانمندي جسماني افراد ميانسال نبوده ونيست .
آيا دوچرخه سواري كردن ، عامل ارتقاء طول عمرانسان نبوده و عامل كاهش ضريب بيمار شدن مردم و ... در جامعه نخواهد بود .
اگر مسئولين به اين سئوالات پاسخ دهند ، مشخص خواهد شد كه به راستي، براي ورزش كردن و تامين سلامت خود و جامعه خود چه كاري كرده ايم و چه خواهيم كرد ؟
و چرا تاكيد داريم كه ، دوچرخه سواران از ديگران مردم و ساير ورزشكاران سالم تر هستند ؟
توجه به موارد زير مي تواند جالب باشد :
50 سال پيش ، بيش از 34% از مردم رفت و آمد هاي شهريشان رابا دوچرخه انجام مي داده اند ، ولي امروزه با داشتن و موجود بودن دوچرخه هاي شخصي در هر منزلي ، حتي يك تا دو درصد از رفت و آمد هاي افراد در ايران و جهان معاصر، مگر در برخي از كشورها با دوچرخه است ( اين وضعيت دركشور هلند وكشور دانمارك فرق مي كند) .
تحقيقات نشان داده است كه 70% از تمام مسافت هايي كه با استفاده از ماشين در شهرها طي مي شود، كمتر از 10 كيلومتر است و اينجاست كه مي توان در خصوص استفاده از دوچرخه در معابر شهري اقدام و اهتمام و برنامه ريزي داشت . دركشور چين بيش از 120 ميليون دوچرخه در سال 1990وجود داشته و شكي نيست كه اين ورزش ، اثرات شايسته اي در سلامت مردم اين كشور دارد .
در تحقيق ديگري كه بر روي 10000 دوچرخه سوار انجام شده است ، آنان با حداقل هفته اي 10 كيلومتر ركاب زدن ودوچرخه سواري كردن ثابت نمودند، كه مشكلات قلبي آنان مي تواند نصف افرادي باشد كه به ساير ورزش هاي ورزشي مي پردازند . پزشكان اعتقاد دارند كه با هفته اي 66 دقيقه ورزش كردن بايد 2000 كالري ازانرژي ذخيره بدن را درطول هفته بايد سوزاند . همچنين ورزش را مي توان با كاركردن هم ادغام كرد و يا با دوچرخه به محل كار رفت و آمد كرد و يا خريد منزل را با آن انجام داد ، در اين شرايط حداقل مصرف انرژي در هر ساعت حدود 300 كالري است .
تمامي تحقيقات انجام شده در طول نتم قرن اخير نشان داده است كه ، ورزش عاملي موثر در كاهش افسردگي و اضطراب، استرس هاي فردي است . دوچرخه سواري عليرغم اين تاثيرات مثبت ، موجب شادابي پوست ، تقويت استخوان ها ، تقويت عضلات ، بهبود عملكرد سيستم قلبي عروقي ، افزايش ميزان عملكرد تنفسي وبهبود سيستم گوارشي ، وتاثيرات خوني مطلوب و ... مي شود .
اكثريت مردم بدليل ترس از افتادن ازدوچرخه و يا احتمال بروز آسيب هاي متفاوت در تصادفات با اين وسيله و يا به هر دليل ديگري ، از انجام دوچرخه سواري ممكن است ، هراس داشته باشند . در صورتي كه احتمال خطر در جامعه شهري امروزي ، براي هر فردي امري عادي و طبيعي است و دوچرخه سواري نيز همانند ساير رشته هاي ورزشي بايد بدون اين تصورات مورد توجه قرار بگيرد . مهمترين آسيب در اين رشته و موتور سواري و رشته بوكس و رزمي و ... نداشتن كلاه ايمني است . داشتن كلاه ايمني ( كاسكت ) باعث جلوگيري از خطرات ناشي از آسيب هاي جمجمه اي و مغزي مي شود ، ولي متاسفانه كاربرد آن در جامعه امروزي ما هنوز به عنوان يك فرهنگ رفتاري مرسوم نشده است . با توجه به تمامي خطر ها و احتمال بروز آن در دوچرخه سواري ، فراموش نكنيد كه خطر آلودگي هوايي و ترافيك هاي شهري بسيار زيادتر، با قدرت اثر گذاري بالاتري است ، لذا بايد شرايطي ايجاد شود كه در هر زمان و هر مكاني ، بتوان از اين رشته ورزشي جذاب به راحتي استفاده نمود .