همکار محترم , شایسته عزیز

تسلیت واژه ای کوچک در برابر مصیبت وارده است . ما را در غم خود شریک بدانید.

بسم الله الرحمن الرحیم

همکار محترم , شایسته عزیز

 

      با سلام و صلوات بر رسول گرامی اسلام ، حضرت محمد مصطفی و پیامبر ختمی مرتبت ( ص ) و با عنایت به الطاف حضرت قدسی ، درگذشت مادر محترمتان را از صمیم قلب تسلیت عرض کرده و از درگاه حضرت احدیت برای آن مرحومه علو درجات و طلب مغفرت نموده و برای بازماندگان محترم و شما که همیشه دوستی صادق و یاری مهربان بوده اید آرزوی صبر و استقامت دارم.

امید است با استعانت از درگاه حضرت احدیت ، در همه امور زندگی و در کنار خانواده محترم ، همیشه موفق و موید باشید .

 

بسمه تعالی

جناب آقای هاشمی اقدم

دبیر محترم جلسات هیئت مدیره بلوک E1

با سلام و صلوات بر حضرت ختمی مرتبت , بر خود لازم می دانم مصیبت وارده درگذشت مادر محترم همسرتان  را به جنابعالی و همسر محترم تسلیت عرض نموده و از خداوند بزرگ و سبحان برای آن مرحومه علو درجات و برای خانواده محترم و بازماندگان صبر و شکیبائی را مسئلت دارم .

جناب آقای پور مهر

سر مربی محترم تیم ملی دوچرخه سواری جانبازان و معلولین کشور

غم فراق از دست دادن پدر و بزرگ خاندان برای شما بسیار سخت و جانگداز بود و در شرایط حال نیز مطلع شدم که مادر محترمتان به دیار باقی شتافته اند , لذا مصیبت وارده در گذشت مادر محترمتان  را به جنابعالی تسلیت عرض نموده و از خداوند بزرگ و سبحان برای آن مرحومه علو درجات و برای خانواده محترم و بازماندگان صبر و شکیبائی را آرزومندم . ما را در غم خود شریک بدانید .

بسمه تعالی

جناب آقای مهدی نژاد

معاونت آموزشی محترم اسبق تربیت معلم

 غم فراق از دست دادن پدر و بزرگ خاندان بسیار سخت و جانگداز است، ما را در غم خود شریک بدانید . همچنین مصیبت وارده در گذشت مادر محترم همسرتان  را به جنابعالی و همسر محترم تسلیت عرض نموده و از خداوند بزرگ و سبحان برای آن مرحومه علو درجات و برای خانواده محترم و بازماندگان صبر و شکیبائی را آرزومندم .

 

ويژگي 5 بازي ابتكاري و سازنده در گروه كودكان و نوجوانان

از بدو تولد و به دنبال انجام بازي هاي آزادانه در كودكان و پس از آن اجراي  بازي هاي هيجاني و نمايشي ، به نظر مي رسد كه ، بازي هاي سازنده و ابتكاري ( Constructive Play ) امروزه  مهم ترين اصل در رشد و تكوين شخصيت كودكان و نوجوانان محسوب مي گردد . شروع زمان بازي هاي سازنده از مقطع دبستان واز سن 6 سالگي آغاز گرديده و تا هر زمان ديگري نيز در تداوم رشد آنان موضوعي قابل توجه وقابل انجام است . رايج ترين بازي هاي سازنده براي كودكان در اين مرحله  شامل :

1-      ساختن چيزهاي متفاوت  ( Making Things ):  استفاده ازمداد رنگي ، ساختن قلعه و كوه ، حفر تونل ، گل بازي ، بازي با ماسه و ... در اين بخش از بازي هاي ابتكاري قرار گرفته و بعد از اين مرحله ، پسران به ساختن ماشين و دختران به آشپزي كردن علاقه ويژه هي را نشان مي دهند و در صورت وجود استعداد براي كاري خاص همانند خطاطي ، نقاشي ، آشپزي ، طراحي ، موارد فني و ... كار مذكور به صورت سرگرمي براي كودكان درآمده و آن را دائما در بازي هاي خود انجام مي دهند .

2-   طراحي و نقاشي كردن ( Making Drawing ) : رايج ترين راه براي انعكاس استعداد و عرضه آسان انگيزش ، نقاشي كردن است . كودكان 1 ساله اوراق سفيد را خط خطي كرده و به مرور با رفع ضعف هماهنگي و عضلاني در آنها ، خط خطي كردن تبديل به خطوط خام و بدون هدف بر روي كاغذ مي گردد ، و با استفاده از مداد رنگي ، در اين شرايط نقاشي كردن و ايجاد زيبايي ، به آنان لذت خاصي را منتقل مي كند . كودكان اشياء را آنطوري كه به ياد مي آورند به تصوير مي كشند و علاقه اي نيز به تناسب اشياء آن موضوع ندارند . به عبارتي نقاشي كودكان با حذف جزييات موضوع انجام مي شود مگر آنكه ، كودك به جزئياتي خاص ، توجهي ويژه را داشته باشد . در سن 6 سالگي در نقاشي كودكان باز آفريني انجام شده و تناسب اجزاء موضوع براي آنان بسيار مهم خواهد شد . كودكان با ورود به مدرسه به رنگ كردن نقاشي علاقمند شده ، در صورتيكه در گروه بزرگسالان توجه به فرم در نقاشي اهميت دارد . در 6 تا 7 سالگي نقاشي كودكان به صورت تركيبي است و ميان قطعات نقاشي آنان ارتباط ويژه اي ديده مي شود و در 8 سالگي ، تصاوير كشيده شده آنان زمينه دار مي باشند .

به نظر مي رسد نقاشي كردن ، بيان فكر است كه در يك لحظه آن موضوع  در ذهن كودكان شكل گرفته است و اين شكل گيري بر مبناي بيشترين اهميتي است كه كودكان ، به موضوع مورد نظرشان مبذول مي دارند . محبوب ترين موضوع نقاشي براي آنان عكس انسان و صورت انسانها است ، آنان به خانه و درختان در نقاشي كردن توجه خاصي  دارند ، ولي به حيوانات در زمينه نقاشي كردن كمتر توجه مي كنند و اختلاف جنسيت در نقاشي آنان خيلي زود پديدار شده ، به نحوي كه كودكان 6 ساله با كشيدن لباس و نوع مو و تفاوت در چهره ، جنسيت انسان  را به خوبي نشان مي دهند . در 5 تا 11 سالگي كودكان بيشتر هم جنس هاي خود را به تصوير كشيده و در 11 و 12 سالگي به طراحي و كشيدن عكس غير هم جنس بخصوص در گروه دختران توجه خواهند داشت . تمامي پژوهش هاي انجام شده ، نمايانگر اين موضوع مي باشد كه سطح هوش كودكان ، دقيقا در كيفيت و موضوع نقاشي آنان هميشه تاثيرگذار است .

3-   گوش كردن به موسيقي : بدون توجه به استعداد در كودكان ، تمامي آنها موسيقي را دوست دارند ، آواز مي خوانند و از خواندن وگوش كردن به موسيقي لذت مي برند . كودكان در گهواره نسبت به موسيقي عكس العمل فيزيكي داشته و با موسيقي راه رفتن را ياد گرفته و با آن دست مي زنند و يا مي چرخند . در 4و5 سالگي كودكان ريتم ساده موسيقي را مي شناسند و حتي در شعر خواندن ، اگر كلمه اي را فراموش كرده باشند ، از كلمات ديگر در آن بخش استفاده كرده و ريتم را حفظ مي نمايند . همچنين كودكان از شنيدن موسيقي و آواز خود بيشتر از موسيقي نواخته شده توسط ديگران ، لذت واقعي برده و حتي اگر آن موسيقي بسيار ساده و پايين تراز ساير موزيك ها باشد ، بازهم براي آنان لذت بخش و قابل توجه خواهد بود . كودكان 2 ساله با موسيقي مي رقصند و آواز خواندن رايج ترين نوع بيان براي آنان همرام با فرم موسيقي است ، و به نظر مي رسد كه اين آواز خواندن و يا نواختن موسيقي با وسايل اطراف آنان ، هيچ نوع تعليم تكنيكي را به دنبال نداشته است . لذا مي توان اين موضوع را امري فطري و غريزي دانست .

4-   جمع آوري اشياء گوناگون ( Collection ) : از 3 سالگي كودكان براي خود اشياء متفاوتي را جمع آوري مي كنند ، هرچند ممكن است اين اشياء كوچك ، و يا بزرگ و يا حتي  بي ارزش از ديد بزرگسالان باشد . اما از ديدگاه  كودكان اين مجموعه براي آنان ، مجموعه اي  با ارزش بوده و نام آنرا كلكسيون مي نامند . در 6 سالگي تا زمان بلوغ ، محبوب ترين سرگرمي براي دختران و پسران جمع آوري اشياء مختلف و گوناگون است و اين جمع آوري و نگهداري از وسايل به شكل كلكسيون در گروه دختران بيشتر از گروه پسران رايج بوده  و اوج اين فعاليت درگروه  پسران 10 سالگي و در گروه دختران 11 سالگي اعلام شده است ، كه با افزايش سن ، به مرور جمع آوري اينگونه وسايل براي آنان از اهميت كمتري برخوردار خواهد شد .

5-   مطالعه كردن در گروه كودكان : مطالعه كردن بر اساس تحقيقات صورت گرفته ، با ارزش هاي رايج طبقاتي هر جامعه اي  مرتبط است . در طبقات مرفه جامعه ، كودكان آنچه را كه معلم و والدين آنها توصيه مي كنند ، تهيه كرده و مطالعه خواهند كرد ، در صورتيكه در طبقات متوسط و پايين جامعه ، كودكان آن چيزي را  كه خود ميل دارند و يا به آ ن توجه خاص داشته و يا آن را دوست مي  دارند ، انتخاب كرده و مي خوانند . خواندن و مطالعه كردن ازسن 2 سالگي در كودكان آغاز مي شود و آنها به كتاب هايي كه داراي تصاوير بزرگ و درخشاني از انسان و حيوان واشياء مي باشد توجه بيشتري را دارند ، و حتي اگر از آن موضوع سرهم در نمي آورند ، و يا به آن علاقه اي نيز ندارند ، از فرم چهره فردي كه داستان را براي آنها مي گويد ، و بخصوص از ريتم گفتار و تنين كلمات آنها لذت بسياري را مي برند . پژوهش هاي رايج نشان داده است كه قبل از ورود به مدرسه ، روزي 30 دقيقه براي كودكان قصه گفتن و داستان خواندن بسيار مناسب و مطلوب مي باشد .

كودكان داستان هايي را كه اندكي موضوع آن غير واقعي است را دوست داشته ، و از داستان هاي تخيلي نيز خوششان مي آيد . همانند سازي شخصيت هاي انساني با حيوانات براي آنها موضوعي بسيار جالب بوده و از گوش كردن به داستان هايي كه حيوانات عهده دار نقش اول آن هستند ، كودكان لذت خاصي را مي برند . كودكان قبل از مدرسه كتاب هاي خسته كننده را دوست نداشته و تمايل دارند كه آخر هر داستان و يا كتاب ، به خوبي و خوشي به اتمام برسد . در 6 و 7 سالگي داستان هايي برگرفته از طبيعت و گل و پرندگان و دريا را آنان دوست دارند و در 8 سالگي به داستان هاي تخيلي و با پري دريايي توجه بيشتري  مي كنند و در 9 سالگي داستان هاي كمدي و هيجان انگيز و حتي ترسناك را نيز تجربه خواهند كرد . بهر صورت كتاب هاي امروزي توجهي خاص و تاكيدي ويژه بر تعديل رفتار اجتماعي و توجه و اهميت به ديگران را براي كودكان در سرلوحه كار خود قرار داده و كودكان در 11 سالگي داستان هاي ماجرا جويانه و مرموز را جستجو مي كنند .

 گروه پسران تمايل زيادي را به داستان هاي علمي و اختراعات نسبت به گروه دختران مورد توجه خواهند داشت . كودكان از كلاس پنجم دبستان علاقمند به خواندن مجلات و روزنامه ها مي شوند و پسران بيشتر به روزنامه و گروه دختران بيشتر به مجلات روي آورده ، و كودكان تيز هوش در كنار كتب درسي خود روزنامه و هم مجلات را مطالعه كرده و در 12 سالگي قهرمان سازي و شكل گيري الگو سازي از قهرمانان در آنان گسترش خواهد بافت . در 13 سالگي و در جريان بلوغ جنسي ، داستان هاي رمانتيك و عاشقانه و احساسي ، جاي ساير مطالعات را بخصوص در گروه دختران پر خواهد كرد و مي دانيم كه با ورود كودكان به دوره آموزشي دبستان ايجاد گرايش به مطالعه توسط رسانه ها همچون راديو و تلويزيون امري غير قابل انكارو موضوعي قابل توجه بوده و در ادامه اين روند ، رفتن به سينما و استفاده از كامپيوتر نيز مي تواند جايگاه ويژه اي را براي تداوم مطالعات در آنان عهده دار باشد .

چهار عامل قابل توجه در توسعه آموزش هاي بهداشتي مدارس

يكي از مشكل ترين ، حياتي ترين و پيچيده ترين موضوعات قابل بررسي در زمينه مباحث علمي موجود جهان ، موضوع تامين و تعميم بهداشت در مدارس است . اين بحث را مي توان در چهار بخش ويژه مفهومي در مورد دانش آموزان ، مدارس ، معلمين و آموزگاران ، و محيط زيست پيراموني  مورد ارزيابي قرار داد .

الف –  دانش آموز : كودك در منزل و بخصوص در مدرسه ، در حال شكل گيري شخصيت و آماده شدن براي زندگي آينده اش است . كودكان هميشه افرادي فعال و كنجكاو بوده و دوست دارند ، كه دوست داشته شوند و در برابر هر عملي از خود عكس العملي را نشان مي دهند . گذر ازاين دوران براي آنان بسيار حساس است و سرنوشت آينده آنها را در مدرسه تداوم همين رشد فيزيكي و رواني تائين وتبيين مي كند و به نوعي اين توجه ، زمينه ساز رشد دوران آموزشي آنان در مدارس راهنمائي و دبيرستاني آنها است . ايجاد حس مسئوليت پذيري در اجراي مسائل بهداشتي و آموزشي براي دانش آموزان در رشد شخصيتي آنان در آينده فوق العاده موثر و مثمر الثمر مي باشد .

ب –  مدرسه : مهمترين واحد آموزشي در هر جامعه اي  مدرسه است ، كه در رشد و توسعه كمي و كيفي رفتاري كودكان دخالت عمده اي را دارد . در اين محيط ، رشد حيطه هاي مختلف و كسب موازين اخلاقي براي كودكان امري مشهود مي باشد . مي دانيد كه ، كارخانه ها سازنده ابزارهاي صنعتي مختلف هستند ، ولي مدارس و معلمان ، سازندگان فرداي جامعه و عامل تربيت و تشكيل دهندگان جامعه آينده دانش آموزي محسوب مي شوند .

مردم تصور مي كنند كه معلمين مدارس ، صرفا جهت تدريس در مدارس حضور دارند . تمام اعضاء و اوليا مدرسه ، جامعه و خانواده دانش آموزان ، همگي عضو اين واحد آموزشي هستند ، مسئولين مدارس بايد از امكانات و نيروهاي بالقوه اي كه در ساير افراد وابسته به مدرسه و در خانواده هاي آنان موجود است ، به نحو مطلوب و شايسته اي استفاده نمايند . شكي نيست كه ، مدرسه مناسب ترين محل جهت آموزش هاي عمومي و تربيتي و آموزش و بهداشتي مي باشد . بايد جلسات رسمي ، ديدارهاي دوستانه ، فعاليت هاي فرهنگي و تفريحي و ... بر اساس احساس مشاركت و هماهنگي في مابين دانش آموزان ، مسئولين و برنامه ريزان ، دبيران مدارس ، معلمين و آموزگاران ، اولياء دانش آموزان و ساير افراد جامعه را در بهترين شرايط برقرار نمود .

ج –  معلمين : مهمترين عامل مرتبط با مفاهيم تربيتي ، آموزش و گسترش بهداشت در مدارس ، و...... معلمين و آموزگاران هستند . تمامي اين عزيزان صرف نظر از موضوع مورد تدريس تخصصي خود ، بايد شناخت كاملي از دانش آموز ، محيط تربيتي او ، آداب و رسوم جامعه و مباني پرورشي پيراموني را داشته باشند . معلمين مهمترين الگوي نقش پذيري در دانش آموزان مقاطع تحصيلي مختلف هستند . معلمين و آموزگاران بايد در نهايت متانت و ادب ، فردي مهربان با دانش آموزان مدارس بوده و فرصت هائي را براي دانش آموزان ايجاد كنند ، تا استعداد و افكار و قدرت خلاقيت را در آنان به خوبي رشد و افزايش دهند . اگرچه توصيه هاي آموزشي و بهداشتي را نيز معلمين بايد خود نيز جدي بگيرند ، تا موجب تضاد فكري در پذيرش موضوع براي دانش آموزان نگردند ، در غير اين صورت دانش آموز رفتاري را بدور از اعتقاد فكري خويش در مدرسه و خانواده و جامعه فرا گرفته واز خود نشان خواهد داد ، كه با ادزشهاي رايج در آن جامعه همخواني ندارد .

از ديدگاه كلي ، رسالت معلمين و آموزكاران محترم ، محدود به مرزهاي جغرافيائي نيست و تا جائي كه هر انساني مي تواند در محيط هاي متفاوت حاضرباشد ، رسالت آنان نيز قابل تعميم وگسترش و توجه است . فراموش نكنيم كه كودكان ما قبل از اينكه متكي به عقل ، انديشه و تفكر واقعي باشند ، متكي به احساس خود هستند . آنها هميشه به دنبال چهره اي  بشاش ، خندان و تحسين برانگيز در بين معلمان مدرسه خود هستند ، در اين شرايط آنان بخوبي جذب معلمين شده و چنانچه با چهره خمود و خسته آنان برخورد داشته باشند ، قطعااز معلمين محبوب خود دور و دفع خواهند شد .

د –  محيط زيست : محيط پيراموني ما مرتبط با ضوابط گوناگون از جمله عوامل اقتصادي ، سياسي ، تنش هاي فرهنگي ، آداب و رسوم خاص ، اعتقادات ويژه ، تاثيرپذيري از وسايل ارتباط جمعي و ... است ، لذا آموزش هاي اين مقطع نيز نبايد تحت هيچ شرايطي موجب بروز تنش در كودكان گردد . سازمان بهداشت جهاني از سال 1948 در 90 كشور در حال توسعه جهان ، در خصوص تاثير آموزش هاي بهداشتي بر رفتار و اعمال و كردار دانش آموزان تحت پوشش ، تحقيقات زيادي را انجام داده است ، ولي هميشه نتايج بدست آمده ، پائين تر از پيش بيني هاي مورد نظر آنان بر اساس برنامه ها ي  انجام شده بوده است و علت اصلي موضوع به غير ازتوجه به آموزش هاي كلاسيك ، تربيت غير مستقيم و استفاده از نمايش فيلم ، گردش هاي علمي ، بازديدهاي خاص ، ايراد سخنراني ها و ... موضوعات ديگري تشخيص داده شده است .

در مجموع مي توان گفت كه ضرورت آموزش بهداشت در هر جامعه اي ، براي همه ما ، كاري جذاب و جالب مي باشد كه مي توان آنرا با آموزش هاي فرهنگي ، اخلاقي ، اعتقادي و... درمحيط خود مرتبط سازيم و از آن نتيجه كامل و مطلوبي را بگيريم .

نقش بازي هاي ابتكاري در تعليم و تربيت مطلوب كودكان

دوره خردسالي و دوران پيش از دبستان زماني كوتاه ، در تكوين رشد وشخصيت كودكان است ، اما از نظر شكل دهي به شخصيت آنان اين دوره بسيار ثمربخش و پر اثر است . كودك در اين سالها ، اولين دانستني هاي خود را درمورد محيط پيراموني فرا گرفته و رابطه خود با ديگران تنظيم كرده  و شناخت او از كار شكل مي گيرد، و همين بر خورد هاي اجتماعي در دوران كودكي است كه به شخصيت او شكل و انسجام  داده و موجب تكامل اين انسان كوچك براي دنياي آينده  مي گردد . متخصصان تربيتي اعتقاد دارند كه بهترين شكل فعاليت كودكان در مرحله پيش دبستاني آنان است . او در اين مرحله با بازيهاي متفاوت، قدرت جسماني و فرايند رواني و عواملي همچون حافظه، دقت، مهارت، تعليم وتربيت، چابكي،و تصورات ذهني و ...... را رشد داده و ميتوان گفت كه بازي در مرحله پيش دبستاني، وسيله اي بسيار خوب، در جهت كسب تجارب اجتماعي براي آنان است .

بازي ابتكاري نوعي تقليد از كار بزرگسالان وكاري آميخته شده با قدرت تخيل كودكان، و به نوعي آفريده شده توسط ذهن خلاق كودكان است، كه در خصوص تربيت آنها بسيار سودمند بوده ودر اين شرايط بازي را مي توان نوعي باز تاب از زندگي آنان دانست، زيرا كودك عليرغم اينكه مي داند عروسك او موجودي واقعي نيست، ولي همانند موجودي واقعي و جاندار با او بازي كرده و آن را دوست دارد . خلاقيت و قدرت ابتكارفردي كودكان در آفرينش موضوع بازي وتجسس براي تامين وسايل مطلوب بازي را شكل مي دهد، و در اين تحقق يافتن بازي كودك هم هنرپيشه اي واقعي است، و هم كارگردان، و يا به نوعي او هم خريدار مي باشد و هم فروشنده . بايد صادقانه گفت كه كودكان در مرحله قبل از دبستان، تنها بازيگراني هستند كه تمايلات، آرزو ها و احساسات خود را در بازي براي خود بيان مي كنند . مفهوم دوستي براي كودكان با بازي شكل مي گيرد و آنها عليرغم انتخاب بازي و نوع آن و ....... در سازماندهي بازي نقش داشته ودر هيچ كار ديگري از چنين قوانين جدي و دست پا گير و التزام آوري، براي خود استفاده نمي كنند . آنها با بازي ياد مي گيرند كه چگونه افكار خود را براي رسيدن به يك هدف مشخص و يا اهداف مشترك ديگري متمركز سازند و اينجاست كه نقش مربيان و والدين، جلب دقت كودكان در تامين مسير بسوي هدفي مناسب است . اين مسير صحيح وكنترل براي  رسيدن به هدف، موجب بهبود احساس مسوليت پذيري، و ايجاد روابط دوستانه با ديگران و ساير كودكان مي گردد .

ماكارنگو معتقد است، كه بازي خوب شبيه به كار خوب است . در كار و بازي، كوشش و تلاش فكري ، شوق آفرينندگي، فعاليت جسماني، احساس مسوليت پذيري، و ..... موجب شناخت ارزشهاي فرهنگي و اجتماعي در كودكان مي شود . اين ارزشها در بازي بعنوان اصول حاكم بر بازي محسوب نمي شوند، و كودكان در اينجا، رابطه اي مستقيم با اهداف اجتماعي نخواهند داشت، اما تثبيت و شناخت ارزشهاي فرهنگي و اجتماعي در بازي بصورت غير مستقيم براي آنان انجام مي گردد . كودكان ساده انديش، فعاليت فكري خود را در ضمن اجراي بازي با تصورات خود همراه ساخته و به بازي مي پردازند ، بعنوان مثال ممكن است كودكان بيمارو يا پزشك باشند . بايد در اين وضعيت، خصوصيات ذهني يك پزشك و چگونگي حركات و گفتار او را براي خود متصور شوند و از ابزار و وسايل مشابه، در اجراي اين نقش براي سايركودكان گروه استفاده كنند . شخصيت آنها در اتحاد و همكاري گروهي شكل گرفته، و موجب پرورش روح دوستي و رشد استعداهاي ويژه  در آنان مي شود و اين رشد استعداد، انعكاسي از كار بزرگسالان و چگونگي رفتار آنان با كودكان در اين وضعيت سني است .

معمولا در حين بازيهاي ابتكاري، كودكان اشعار و آوازهايي را كه قبلا آموخته اند، با صداي بلند براي خود خوانده و آن را زمزمه مي كنند، و يا در اين شرايط از حركات بدن و يا حركت اندامهاي بدني بهره مند مي شوند . تاكيد بسياري شده است كه توجه داشته باشيد، بازي كودكان قالبي نباشد وهميشه شرايطي را براي آنان مهيا كنيد، تا راه را براي بروز ابتكارو خلاقيت در آنها تامين و ايجاد نمائيم ، و در همه حال بايد دانست كه بازي آنان بايد ساخته و پرداخته فكر خودشان باشد و توصيه مي كنند، كه بعنوان فردي بزرگتر و يا مربي كودكان ،هيچگاه در بازي كودكان دخالت ويژه  نكنيد و بدانيد كه دخالت شما زماني موثر و مفيد است كه مورد اعتماد و مورد احترام كودكان باشيد، لذا اگر مي خواهيد در بازي كودكان مشاركت فعال داشته باشيد، سعي كنيد كه بدون هر گونه تغير در ايده بازي آنان، به بازي با گروه  ادامه داده و بازي را برايشان جالب تر و زيباتر سازيد . موضوع بازي هاي جذاب براي كودكان، هميشه پديده اي بر گرفته از زندگي در كودكستان ،مسافرت ها، شركت در جشن ها، چگونگي غذا خوردن، تنبه و تشويق ديگران، روابط خانوادگي ، و.........است ، و هر موضوع ديگري هم مي تواند، بعنوان سوژه اي مناسب، در تنوع بازي براي  آنها دخالت خاص داشته باشد .

كودكان زير 4 سال بدون هر گونه هدفي و معمولا بدون هدف و موضوعي مشخص، بازي مي كنند و پس از 4 سالگي است كه، كودكان خردسال قادر به انتخاب موضوع بازي و در نظر گرفتن اهداف در بازي مي گردند . كودكان 5 و 6 ساله در مرحله پيش دبستاني و يا در سنين كودكستان، با بازيهاي گروهي و دسته جمعي، مفاهيم متنوعي از زندگي را فرا گرفته و تكامل و عزت نفس در آنان مشهود مي شود و آنها در اين سن مي توانند افكار خود را براي دوستان خود به راحتي توضيح دهند . فراموش نكنيد كه ، گرايش كودكان به بازيهاي دسته جمعي كاري بسيار خوب است، اما بازيهاي انفرادي و تك نفره براي كودكاني كه بسيار زود رنج هستند و از بودن در جمع احساس ناراحتي مي كنند، مي تواند موضوعي بسيار سودمند و اثر گذار باشد . ما كارنگو مي گويد كه :

برخي از والدين نسبت به بازي فرزندان خود هيچ علاقه اي از خود نشان نمي دهند .

برخي ديگر از والدين به خريد اسباب بازيهاي زياد و متنوع و زيبا، براي كودكانشان اكتفا مي كنند .

و برخي ديگر از آنان بيش از اندازه در اجراي بازي كودكان خود دخالت مي نمايند و اجازه هر گونه حل و فصل مشكلات را به كودكان خود نمي دهند .

واينجاست كه بايد گفت كه اوليا كودك بازي مي كنند نه كودكان آنها .

و اين شيوه در تربيت ساختاري كودكان امروزه ديگر مطرود است .