تفکر و تعمق

ذهن فراموش می کند اما دل همیشه بخاطرش می ماند

  به خودتان اجازه ندهید توسط این سه چیز تحت کنترل درآیید: گذشته تان، مردم و پول

همه افراد به عنوان یک انسان قابل احترامند اما از هیچکس نباید بت ساخته شود

 کلید یک رابطه موفق: دوستی، آزادی، صداقت، اعتماد، درک و گفتگواست



تعمق و تفکر


فقط کسانی را در زندگیتان نیاز دارید که در زندگیشان نیازمند شما باشند

هیچگاه نمی توانید یک اشتباه را دو بار مرتکب شوید چرا که بار دوم دیگر آن یک اشتباه نیست بلکه یک "انتخاب" است.

حرکت شناسی و یادگیری حرکتی

یادگیری حرکتی با تاکید بر حرکت شناسی، دردهه 1950 تا 1960 توسط تحقیقات رفتار حرکتی دکتر فرانکلین هنری در دانشگاه برکلی کالیفرنیا اغاز گردید و در سالهای دهه 1980 به اوج تکاملی خود رسید. دکترهنری اعتقاد داشت که انسان قبل از اجرا حرکتی باید حرکت را به خوبی فرا بگیرد و به همین منظور برای کاربرد موثر اطلاعات در رابطه با کسب مهارت فردی مدل مفهومی را مطرح نمود تا جریان اطلاعات پردازش یافته بر مبنای یک موضوع و یا یک مفهوم همانند توپ، پمپ، آب، راکت،و... موجب بهبود فعالیت منابع حسی و حرکتی وتسریع در ورود اطلاعات و انتقال ان در سیستم پردازش گردد. لذا تلاشهای اولیه برای شروع حرکت در این شرایط، می تواند فرایندی موثر و یا غیر موثر را در روند یادگیری و تمرین مهارت ایجاد نماید.

برای شناخت بیشتر مهارت ها، دامنه پایداری، ثبات وضعیت محیطی، و... مهارت را می توان بعنوان معیارهای قابل توجه قرار داد.( طبقه بندی مهارتها )

الف: مهارتهای باز و بسته :

مهارت باز: فعالیتی است که در هنگام اجراء آن ،شرایط محیطی قابل تغییر و غیر قابل پیش بینی است همانند اجرای فنون کشتی.

مهارت بسته: حرکتی است که در هنگام اجراء، شرایط محیطی ثابت و قابل پیش بینی است همانند شنا و حرکت زمینی ژیمناستیک. 

در نگاه ظریف تر در این طبقه بندی می توان به مهارتهای نیمه باز و بسته هم توجه نمود.

ب : مهارتهای مجرد (تک) و مداوم (زنجیرهای) :

مهارت مجرد: اجرای یک تکنیک مهارتی در لحظه ای خاص است همانند پرتاب کردن توپ، پریدن ازروی مانع، پاس دادن، اسبک زدن، پرش کردن، و...

مهارت پیوسته: به رفتار حرکتی فرد ی اطلاق می گردد که آغاز و پایان مشخصی را ندارد و پیوسته از مهارتهای مجرد بصورت یک زنجیره استفاده می شود مانند دریافت توپ و حرکت با آن در جلوی دروازه، دوچرخه سواری.

مهارت مداوم تعقیب کردن مهارتهای مجرد بصورت زنجیره ای است و این حرکات تعقیبی در دنیای واقعی و یا ورزشی به کرات قابل ارزیابی و تعمق می باشد همانند رانندگی کردن در جادهای سخت و ناهموار.

ج: مهارت حرکتی و مهارت شناختی :

مهارت حرکتی: تحلیل گران حرکتی این نوع از مهارت را برای رسیدن به هدف بر اساس کیفیت اجرای مهارت مورد بررسی قرار می دهند همانند پرش کننده ارتفاع.

مهارت شناختی: در این نوع از مهارت علیرغم توجه به کیفیت حرکت و مهارت ،ماهیت و کمیت آن نیز مهم است همانند شطرنج و سینترونایز.

توجه داشته باشید که پل ارتباطی مهارت حرکتی در راه رسیدن به مهارت شناختی، قدرت تصمیم گیری فردی است که با حداقل حرکت و مصرف انرژتیک، مهارت حرکتی را بتوان در بهترین شکل و بر اساس ادراک و تصمیم گیری تا رسیدن به موفقیت و هدف مورد نظر (بازده حرکتی مطلوب) ادامه داد. همانند دریافت توپ در نیمه زمین تا رسیدن به گل و کسب پیروزی.


تاریخچه علم یادگیری حرکتی

با پیشرفت علوم مختلف، در دهه 1970 یک دختر بچه ژیمناست روس بنام الگا کوربوت، دنیای ورزش را به سمت چگونگی یادگیری مهارتهای حرکتی کشاند و در سال 1980، جیم ناب در رشته ماراتون ویلچررانی تحستین همگان را برانگیخت. و در سال 1990 دیوید کیلی، سلطان ورزش های ویلچررانی (در پاراالمپیک مونترال 1976 پنج مدال طلا را کسب کرد) لقب گرفت.

بر اساس تحقیقات انجام شده ثابت شد که رفتارهای ماهرانه برای انسان امری ذاتی است ولی با یادگیری می توان بهبود مهارتها را بصورت اکتسابی تقویت و تسریع نمود. اگر چه مهارتهای پایه ذاتی و فطری انسان همچون راه رفتن، دویدن، تعادل، جهیدن ،هماهنگی، و... قابل بررسی است ولی مشخصاء اشکال مهارتهای انسان می تواند بسیار پیچیده و متنوع باشد و برخی مهارتها با تاکید بر کنترل و هماهنگی گروه های عضلانی بزرگ (فوتبال) و برخی دیگر با هماهنگی گروه های عضلانی کوچک (تایپ و نوشتن) قابل انجام است. لذا با کسب تجربه در محیط زندگی، انسان می تواند موجب ابداع رفتارهای جدید در قالب رفتارهای اکتسابی باشد که این موضوع فطری نبوده و نیست (انواع راه رفتن).

تعلیم و تربیت در طول قرون متمادی با کسب علوم متفاوت، به فرایند یادگیری از دیدگاه مربیان و ورزشکاران پرداخته و با توجه به استعدادهای ذاتی انسان، در زمینه های متفاوت اجتماعی این علم پیشرفت کرده است به نحوی که گاتری پدر علم یادگیری در سال 1952 مبنای یادگیری را کسب مهارت حرکتی دانسته و مهارت را قابلیتی ویژه تعریف نموده که با اطمینان اجراء (در حداقل زمان و با کمترین انرژی) می گردد 

هر مهارت باید شامل چهار ویژگی متمایز باشد.

الف: هدف گذاری: اجراء کننده هر مهارتی از حرکت برای رسیدن به هدف خود استفاده می کند.

ب: ماهر بودن: اجراء کننده هر مهارت بر اساس هدف، به مرور میزان مهارت خود را افزایش می دهد.

ج: میزان انرژی: اجراء کننده هر مهارتی، زمانی موفق است که مهارت خود را با کمترین انرژی نمایش دهد.

د: توجه به زمان: اجراء کننده هر مهارت، زمانی ماهر است که مهارت خود را در کمترین زمان به نمایش در آورد.

صرفه جویی در زمان و به حداقل رسانیدن انرژی مصرفی فیزیولوژیک در حین اجرای کار در ارتباط با کسب مهارت در گروه ورزشکاران، با فرایند ذهنی و اجرای ظریف و ماهرانه حرکت مرتبط بوده به نحوی که ترکیب فرایند پیچیده حرکتی و ذهنی، با توجه به عوامل حسی و ادراکی پیرامون انسان، نمایانگر بهبود مهارت و ارتقاء کیفیت حرکت می گردد. لذا پردازش پیچیده اطلاعات با توجه به حواس بینایی، بویایی ،شنوایی، و... از دیدگاه علومی همچون فیزیولوژی، بیولوژی، بیومکانیک، حرکت شناسی، روانشناسی تربیتی و روانشناسی تجربی و... همیشه می تواند از اهمیت بالایی برخوردار باشد.


طنز فلسفه زمان !!!

- خوش می‌گذره؟

- نمی‌دونم، معمولا یه ده بیست سال بعد معلوم می‌شه که این روزا خوش می‌گذشته یا نه

زمان "حال" یعنی چه؟ همین لحظه؟ ده دقیقه بعد "حال" نیست؟ ده دقیقه قبل چی؟

بیست دقیقه چی؟ ده روز چی؟ یک ماه؟ ده سال؟

از کجا به بعد اسمش می‌شود "آینده"؟ از کجا به قبل اسمش می‌شود "گذشته"؟

خاطرات گذشته‌اند؟ گذشته‌ها گذشته؟ نامده‌ها نیامده‌اند؟ اصلا آیا «اگر مقصود ما از جاودانگی، استمرار بی‌پایان زمان نباشد بلکه بی‌زمانی باشد،

۱-بعضي از مردم به خاطر گذشته‌شان، تحصيلاتشان و... موفق نيستند.
هيچ كس نمي‌تواند موفق باشد مگر بخواهد و سپس براي بدست آوردنش بكوشد.
2- افراد موفق  هم مثل ما اشتباه مي‌كنند فقط اشتباهشان را تكرار نمي‌كنند.
3- براي موفق شدن بايد 60 (70، 80، 90 و...) ساعت در هفته كار كرد.
4- فقط اگر قواعد خاصي را اجرا كنيم موفق مي‌شويم.چه كسي قواعد را به وجود مي‌آورد؟ موقعيت‌ها متفاوتند. گاهي لازم است از قواعد خاصي
پيروي كنيم و گاهي نيز بايد قواعد ساخته خودمان را بكار بنديم.
5- اگر كمك بگيريم، اين ديگر موفقيت نيست.
6- بايد خيلي شانس بياوريم تا موفق شويم.
بله، كمي بايد شانس آورد اما بيشتر به كار سخت، دانش و جديت احتياج است.
7- فقط اگر زياد پول درآوريم موفقيم.پول يكي از نتايج موفقيت است، اما ضامن آن نيست.
8- بايد همه بدانند كه ما موفق هستيم.
9- موفقيت، يك هدف است.
موفقيت بعد از رسيدن به اهداف بدست مي‌آيد. وقتي مي‌گويي «مي‌خواهم آدم موفقي شوم»
10- به محض اين‌كه موفق شويم، گرفتاري‌ها هم تمام مي‌شوند.
شايد فرد موفقي باشي، اما خدا كه نيستي. پستي و بلندي‌ها در پيش‌اند.

از موفقيت امروزت لذت ببر، فردا روز ديگري است.

سخنان ارزشمند از پائولو کوئیلو

چرا چنین سخت به این هستی کوتاه چسبیده ای و رنج وجودت را چنین فرا گرفته است؟ معنای این تقلا چیست؟

کسی که نمی تواند به این سوال پاسخ دهد خود را تسلیم می کند و مرگ را زودتر آرزو میکند...

دیگری، کسی که در جستجوی معنای وجود هست و احساس می کند که خداوند عادل نیست، با تقدیرش به ستیز بر می خیزد

پرودگار رضایتمندانه از آسمان لبخند می زند، زیرا این چیزی است که او می خواهد . او می خواهد هر شخص مسئولیت زندگی اش را در دستان خودش بگیرد،

چرا که در تحلیل نهایی خداوند بزرگترین هدیه را به فرزندانش بخشیده است:

" استعداد برگزیدن و تعیین اعمالشان "

روح نیز همچون رودخانه و گیاه به نوع دیگری از باران نیاز دارد:

" امید، ایمان، دلیلی برای زیستن "

هنگامی که این عوامل به جریان در نیایند، همه چیز در روح می میرد

پس حرکت کن هیچ کس نمیداند چه اندازه فرصت دارد........

حرکت کن........ برای خوب بودن...خوب ماندن..وخوب رفتن