بازگشت همه بسوی اوست

بسمه تعالی

بازگشت همه بسوی اوست

روز جمعه 20/12/1389 با نهایت تاثر و تاسف , با خبر شدیم که دو تن از همکاران عزیزمان در فدراسیون دوچرخه سواری جمهوری اسلامی ایران , دار فانی را وداع کرده و به دیار باقی عزیمت کرده اند .

سرکار خانم کرمانشاهی و سرکار خانم فتحی از همکاران پرتلاش , صدیق, زحمتکش و مومن فدراسیون دوچرخه سواری جمهوری اسلامی ایران بودند که در آخرین روزهای سال 1389 ما را تنها گذاشته و به دیار باقی شتافتند . این مصیبت جانگداز و حادثه تلخ را به خانواده این عزیزان تسلیت عرض نموده و ضمن آرزوی صبر و استقامت برای آنان , از خداوند سبحان برای این عزیزان طلب مغفرت و علو درجات را خواستاریم.

زنان و میزان استقامت در آنان

زنان از نظر دارا بودن قدرت عضلانی از گروه مردان همیشه ضعیف تربوده ، ولی تفاوت مشهود ی در میزان و قابلیت استقامت آنان با مردان موجود نیست  .  مقاومت و استقامت را توانایی مقابله با خستگی در انسان  تعریف کرده اند و افراد با اند ک استراحتی ، می توانند رفع خستگی کرده و آمادگی جسمانی و روانی اولیه خود را کسب کنند .

استقامت در زنان همانند مردان در سن 30 سالگی در حداکثر میزان خود است ،که تا سن 40 سالگی با انجام تمرینات ساده ورزشی و اجرای گرم کردن و نرمش در منزل و در محیط کار قابل تامین و گسترش و تثبیت می باشد .

با انجام تمرینات آرام در طول زمان همانند راه رفتن تند ، دویدن آرام ، شنای تفریحی، دوچرخه سواری کم شدت ، کوهنوردی و ........... می توان از طریق تمرینات هوازی و ایروبیک و استقامتی ، میزان ذخایر اکسیژن عضلات ،گلبول های قرمز خونی ، آنزیم های ترشحاتی ، و میتوکندری سلولی را افزایش و مقادیر ذخیره چربی بدن را کاهش داده و به وزن مطلوب نزدیک و آمادگی جسمانی و تناسب فیزیکی را با سه جلسه تمرین در طول هفته ارتقا داد .

استقامت را به دو بخش می توان تقسیم کرد :

الف - استقامت عضلات : توانایی عضلات برای انجام کاری در دراز مدت و بدون احساس خستگی .

ب - استقامت عمومی : که توانایی سیستم گردش خون و دستگاه تنفس در انجام فعالیت های طولانی مدت است ، تا بتوان اکسیژن لازم مصرفی را جذب ، و به راحتی در اختیار عضلات قرار داد .

برای زنان بدلیل کوچکتر بودن ابعاد قلبی و ریوی ، کسب استقامت عمومی یا استقامت گردش خون و تنفس ضروری تر و پر اهمیت تر است و به دنبال آن دختران می توانند ، با انجام تمرینات ورزشی مناسب ، توانایی مقابله عضله با تولید اسید لاکتیک را افزایش دهند و استقامت عضلانی خود را بهبود بخشند . اگر چه تمرینات زنان و انجام فعالیت های برون و یا درون منزل آنان ، در طبقه بندی حرکتی از نوع ملایم و کم شدت و استقامتی است ، ولی باید برای اثر گذاری قطعی تمرینات بر عضلات ، شرایط زمانی و شدت تمرینی را همیشه مورد توجه قرار داده تا اثرات فیزیولوژیک ومثبت ایجاد شود .

عوامل مورد نظر :

1-    تمرین سه جلسه در طول هفته مناسب است .

2-    مکان تمرینی منزل یا سالن یا هوای آزاد است .

3-    نوع تمرین ،کم شدت و استقامتی همانند دویدن ملایم پیشنهاد می شود .

4-    زمان تمرین از حداقل 12دقیقه به بالا تنظیم شود .

5-    گرم کردن به صورت مستقل و یا نرمش در منزل به مدت 10 دقیقه نیز کافی است .

6-    توجه به ضربان قلب در حد آستانه تحریک سیستماتیک ، ضروری است .

7-    نگهداری ضربان قلب در محدوده 120 تا 140 بار در دقیقه نیز ضروری است .

8-    در شروع دوره تمرینی ضربان قلب 100 تا 120 بار مطلوب برای زنان کافی است .

9-    استفاده از البسه نخی و لباس و کفش مناسب ورزشی ، پیشنهاد می شود .

10- اجرای تمرین در صبح و یا عصر بدلیل شرایط هوائی بهتر   مناسب است .

5 عامل  قابل توجه در بروز خستگي

خستگي يعني كاهش ميزان فعاليت انسان در طول شبانه روز، كه مي تواند رويكردي جسماني و يا رواني داشته باشد . در خستگي جسماني كاهش ظرفيت عملكردي عضلات ، بدليل كاهش ميزان انرژي مصرفي و يا انرژي ذخيره شده( خستگي شنيداري يا بينائي ) امري عادي بوده ودرهنگام خستگي رواني ، كاهش فعاليت فكري به همراه بروزهيجان و اضطراب و افسردگي است ، لذا در شرايط بروز خستگي بايد حتما استراحت جسماني و يا رواني لازم را نموده ، فعاليت و كار و حركت وتلاش را تعطيل و متوقف كرد، اگر لازم است كه بخوابيد ويا غذاي مناسبي را مصرف كنيد ، حتما اين كار را انجام دهيد .

سئوال اين است كه از كجا متوجه مي شويم كه خسته شده ايم :

1-   اگردر جريان اجراي حركات بدني ، كاهش عملكرد رواني و فيزيكي به همراه عدم هماهنگي بدن واعضاء مختلف و برهم خوردن تعادل ، امري كاملا مشهود است ، احتمالا خسته شده ايم .

2-   اگرافزايش زمان عكس العمل وجود داشت ويا عدم حصول به نتيجه دلخواه در اجراي كار و حركت را شاهد باشيم ، ممكن است كه خستگي بر ما قالب شده و قابل رويت باشد .

3-   اگردر حين ورزش و كار بدني ويامطالعه وفعاليت ذهني ، دچارافزايش ضربان قلب و تنفس ، افزايش ميزان تعريق پوستي ، كاهش واحتملا افزايش درجه حرارت بدن ، تغيير رنگ پوست و .... شديم ، اين علائم  همگي تغييرات فيزيولوژيكي است ، و به مفهوم بروز خستگي مي باشد ، لذا بايد شدت فعاليت مورد نظر را كاهش دهيد .

4-   اگر در معادلات و تعاملات اجتماعي دچارناسازگاري رفتاري و بروز برخوردهاي منفي با ديگران و حالاتي خاص همچون هيجان ، عصبانيت ، تند خوئي ، افسردگي و..... شديد ،قطعا ميتوان گفت كه خسته گرديده ايم و اثر خستگي در رفتارمان قابل مشاهده ورويت است.

5-   اگرعدم تمايل نسبت به ادامه كارمورد نظررا به هر دليلي داريم ويا در حين كار از كلماتي همچون : حال ندارم ، نمي كشم ، توان ندارم ، بايد استراحت كنم ، و ...  استفاده نمائيم ،ميتوان گفت كه ممكن است خسته شده و نيازمند استراحت هستيم ، چون حالات مذكوردر افراد خسته قابل بررسي مي باشد.

عواملي كه موجب بروز خستگي مي شوند :

1-   كاهش ميزان آب بدن -  كار بدني  و يا ورزش كردن در شرايط آب و هوائي گرم  ( حتما سديم و گلوكز با مايعات استفاده شود ) موجب بروزخستگي مي شود. دفع آب از بدن مردان بسياربيشتر ازبدن زنان است و كاهش آب و مايعات بدن ، ميتواند موجب بروزضعف فيزيكي و كاهش شديد قدرت عضلات و كاهش ميزان آمادگي جسماني و رواني درهر انساني باشد .

2-   افزايش شديد درجه حرارت بدن -  بروز بيماري و حتي تب و يا انجام ورزش همانند دو ماراتون كه سوخت و ساز طبيعي را افزايش مي دهد وميتواند ميزان متابوليسم را در دو ماراتون ودردوچرخه سواري استقامت و جاده اي ، و .... تا20 برابر افزايش دهد ،از عوامل ديگري است كه مبين بروز خستگي محسوب شده و بايد در اين شرايط بدن را خنك نگاه داشت ، تغذيه مناسب و كافي را انجام داده و از پديده گرمازدگي شديدا جلوگيري نمود .

۳-   كاهش منابع انرژي -  كاهش منابع انرژي درفعاليت هاي شديد بدني ، موجب مصرف  منابع قندي گرديده ودر فعاليت هاي كم شدت در دراز مدت ، قند و به خصوص چربي را بدن مصرف مي كند . سعي كنيد كه با تمرينات منظم بدني و گرايش به دوچرخه سواري و پياده روي و دويدن آرام ، سيستم فيزيولوژيك خود را به سمت چرخه استفاده از منابع چرب وسوزاندن چربي هدايت كنيم .

4-   كاهش گلوكز خون -  بيشترين مقدار قند مصرفي براي عملكرد سيستم اعصاب مركزي و كاركرد خوب مغز و توانائي حركتي عضلات در هنگام كار بدني و فكري مصرف مي شود و در صورت نبودن آن ، به جاي مواد قندي ، چربي و سپس پروتئين به قند بايد تبديل شوند ، تا سيستم دچار مشكل و شوك نگردد . توصيه مي كنيم كه هميشه از قندهاي سبك يا گروه منوساكاريدها ، همچون قند شير ، قند عسل ، قند ميوه جات و گلوكز، و....در تمامي شريط زندگي استفاده نموده و آن را در برنامه غذائي خود تثبيت كنيد .

5-   افزايش اسيد لاكتيك در عضلات -  افزايش مقاديراسيد لاكتيك در عضلاتي  كه در رشته هاي قدرتي همچون بوكس ، بدنسازي ، كشتي ، بسكتبال ، دوچرخه سواري سرعتي ، دوهاي كوتاه ، قايقراني وحركات رزمي ، و ........امري مشهود بوده و اسيد توليد شده در عضلات مانع از انقباض مطلوب عضلاني مي شود . تحمل ميزان لاكتات توليد شده ، به شرايط تمريني افراد بستگي دارد و كاهش اكسيژن مصرفي وعدم فعاليت هوازي و كار نكردن ، و ..... آن را افزايش مي دهد . در اين شرايط اسيد لاكتيك توليد شده موجب پايين آمدن كارائي عضلات وبروز درد هاي عضلاني از جمله درد در ناحيه عضلات بزرگ وشكمي مي شود .

ده نكته قابل توجه براي زنان ميانسالي كه پياده روي مي كنند

هيچ شكي نيست كه فعاليت بدني بصورت ورزش و يا كار جسماني در تامين سلامت هر انساني  موثر و مفيد است و اگر در اين راستا ، از كنترل و رژيم صحيح غذائي هم استفاده كنيم ، اثر آن بسيار بالاتر و بهترخواهد بود . توصيه مي شود كه در صورت عدم توجه به فعاليت بدني و كنترل غذائي ، پياده روي روزانه و با سه جلسه تمريني پياده روي و دوچرخه سواري در طول هفته، به عنوان يك فعاليت حركتي كم شدت براي سلامت کلیه افراد و ميانسالان استفاده نمائيم .

ده نكته قابل توجه در پياده روي براي افراد ميانسال :

1- بعد از سن 30 سالگي و بخصوص بعد ازسن 40 سالگي ، قدرت عضلات تنه و پاها كاهش خواهد يافت . پياده روي از افت سريع قدرت و كاهش آمادگي جسماني انسان  مي كاهد ، در غير اين صورت فرد دچار پيري زود رس خواهد شد . با افزايش سن و كاهش ميزان فعاليتهاي بدني و كاهش ميزان سوخت و ساز بدني ، همراه با كاهش عملكرد و توانائي دستگاه گوارش ، افراد ميانسال و زنان بايد عليرغم مصرف كمتر مواد غذائي ، از فعاليت بدني  مناسب از جمله پياده روي استفاده كنند ، در غير اين صورت چاق شده و چاقي خود عامل كوتاهي طول عمر درآنان است . امروزه تحقيقات نشان داده است كه لاغري در افزايش طول عمرعامل بسيار موثري است .

2- به دليل عدم تمايل انسان ها به حركت در زندگي شهري ، انرژي مصرفي بدن در شكل بافت چربي در منطقه شكم ، باسن و پهلوها  تجمع مي يابد . پياده روي منظم در محدوده زماني  سه ماه موجب كاهش چربي هاي ذخيره شده در بدن زنان خواهد شد ( فراموش نكنيد كه تناسب اندام با جاگينگ ، دوآرام  ، شنا ، و دوچرخه سواري تامين مي گردد ) .

3- كساني كه تمايل دارند درشرايط ميانسالي ، بدني كشيده و خوش فرم داشته باشند ، بايد مصرف پروتئين سفيد را افزايش داده و مصرف چربي ها را كاهش و حتما از راه رفتن و دويدن آرام استفاده كنند . مصرف پروتئين و غذاهاي حاوي كلسيم از پوكي استخوان در آنان جلوگيري مي كند . تحقيقات نشان داده است كه با مصرف زياد پروتئين و نوشيدن زياد مايعات قندي ، استئوپروس وپوكي استخوان در زنان تسريع مي شود .

 پژوهشگران دانشگاه كاليفرنيا مصرف زياد پروتئين را موجب ضعف استخوان و پوكي استخوان در زنان يائسه مي دانند ومحققان دانشگاه بوستون نيزاعلام كرده اند  كه دختران با نوشيدن زياد مايعات قندي از استخوان هاي ضعيف و نازكتري نسبت به ديگرافراد همسن خود، برخوردار خواهند شد .

4- براي كاهش فشار خون ،  پياده روي به مدت 20 تا 30 دقيقه بصورت هوازي كاري بسيار خوب است . اگرچه با افزايش سن ، فشار خون آنان بالا مي رود ولي اكثر پزشكان ، الكل ، چاقي و نمك را مسبب اصلي  فشار خون مي دانند كه اين مورد ، مقطعي است ولي بعدازتمرين فشارخون كاهش مي يابد . بايد دانست كه فشار خون موجب افزايش حملات قلبي ، پديده چاقي ، ضايعات مغزي ، پيري زودرس و ضايعات عروق كليوي در انسان  مي شود و مشخصا  رژيم كم كالري ، مصرف ميوه و سبزيجات و غلات و حبوبات براي زنان بسيار خوب است .

 5- در هر ساعت پياده روي ملايم در زنان ، روزانه حدود 100 كالري انرژي و در طول يك ماه پياده روي ، نيم كيلوگرم از بافت چربي و درطول  شش ماه،  سه كيلوگرم از چربي ذخيره بدن  كم مي شود . توجه داشته باشيد كه افت وكاهش سريع وزن ، كاري بسيار غلط و اشتباه در انسان است .

 6- هر روز پياده روي كنيد يا در صورت عدم امكان زماني ، يك روز در ميان ، اين كار را انجام دهيد . ولي بايد ديد كه مشخصا تمايل شما براي كسب سلامت چيست ؟

 7- فعاليت بدني مداوم ، موجب افزايش ترشح  هورمون تستسترون در بدن شده كه اين موضوع ، از پيري زودرس در زنان و مردان جلوگيري مي كند .

 8- در هنگام فعاليت پياده روي و دويدن ، محدوده ضربان قلب شما بايد حداقل حدود 100 بار در دقيقه باشد ( قدم زدن نه ) تا تاثير مناسب را براي كسب سلامت داشته باشد .

 9- سعي كنيد از مسيرهاي مناسب ، خلوت و سرسبز استفاده كنيد و اگرامكان پذير باشد ، حتما از دوچرخه سواري نيز استفاده كنيد .

10-  اگر در كنار كاهش چربي ، زنان احساس كردند كه از حجم عضلاني شما هم كم شده است از كوهنوردي ، دوچرخه سواري وبخصوص شرايط وزنه تمريني استفاده كنيد،  تا عليرغم كسب  تناسب اندام ، هميشه سالم و سر حال وبا نشاط باشيد .

5 نكته قابل توجه در بازي كودكان 1 و 2 ساله

كودكان 1 و 2 ساله علاقه بسيار زيادي براي معاشرت و بازي با هم دارند و از قديم نيزتمامي انسانها گفته اند كه ، كودكان علاقمند به بازي با ساير بچه ها و كودكان هم سن خود هستند . مي دانيم كه در اين سن، هنوز قابليت معاشرت و دوستي و ايجاد ارتباط گسترده براي آنان وجود نداشته ، وآنها محدوديت زيادي در اين خصوص دارند . كودكان در اين سن و در هنگام بازي معمولا با هم توافق نداشته ، و زبانشان نيز هنوز به خوبي باز نشده  و نمي توانند قابليت كلامي مطلوبي را در برابر هم داشته باشند .

والدين بايد سعي كنند كه شوق و ذوق بازي با بازيچه ها و اسباب بازيهاي متنوع را در اين كودكان افزايش دهند .بازي انها يكنواخت و تكراري است ، لذا ميتوان بازي را از يكنواختي براي آنان خارج ساخته و در بازيهاي تكراري آنها، از اسباب بازيهاي جديدي برايشان نيز استفاده كرد وبايد دانست كه ، بازي كودكان در اين گروه قطعا با بازي بزرگسالان و گروههاي سني بزرگتراز آنها متفاوت است . اين كودكان از سه ماهگي مي توانند صرفا اشيا را گرفته و به آنها خيره شوند ، و نقاشي كردن انها در سنين 1 تا 2 سالگي نيز چيزي به جز خط خطي كردن صفحات سفيد نيست . اگر چه بازي در هر فرهنگ اجتماعي مبين ارزشهاي فرهنگي رايج در آن جامعه است و كودكان بر اساس تقليد از اعمال بز رگسالان ، به آرامي با آن فرهنگ هاي رايج آشنا شده و به شكل رضايت بخشي موضوعات فرهنگي را ، از نسلي به نسل بعدي با انجام بازي انتقال مي دهند . تحقيقات نشان داده است كه كودكان ژاپني به مدت طولاني تري بازي ميكنند ، ولي كودكان امريكايي صرفا در اوايل كودكي بازي ميكنند ،  نقاشي كودكان اعراب و ايراني ها، در سمت راست صفحه و نقاشي كردن كودكان امريكايي در سمت چپ صفحه ، بر مبناي فرهنگ نوشتاري آنان  ترسيم ميشود . اكثر كودكان جهان در شروع سال ،  به طناب بازي ودوچرخه سواري و در تابستان به راه رفتن و شنا و قايقراني و در زمستان به اسكي و برف بازي ، علاقه اي ويژه دارند ، و بازي در كودكان طبقات كم در آمد جامعه ،  بسيار متنوع بوده و آنها از هر محركي در محيط براي بازي استفاده ميكنند ، ولي در خانواده هاي مرفه ،  مسافرت كردن و تماسهاي اجتماعي بيشتر و كلاسهاي آموزشي متنوع تر و داشتن اسباب بازيهاي بسيار زياد ، مي تواند جاي بازي كردن را براي آنان پر كند . پيشنهاد ميشود كه به منظور حل موفقييت آميز مسايلي كه در برنامه هاي تربيتي كودكان مورد توجه خاص  قرار ميگيرد ، بازي و ساير فعاليت هاي كودكان را مستقيما و در هر شرايطي والدين و مربيان تحت توجه وزير نظر قرار دهند ،  تا نتايج اين بررسي ها، بتواند  نارسايي هاي رفتاري كودكان را به درستي مشهود سازد .اين نظارت هدفمند ميتواند بر اساس ضوابط و مناسبات دوستانه كودكان با هم در بازي ، و بر مبناي شاخص هاي زير مورد توجه  والدين و مربيان تربيتي و پرورشي قرار گيرد

1-      تمامي كودكان در هر شرايطي ، علاقمند به داشتن دوستاني دلسوز ،  مهربان و صميمي در طول اجراي بازي  هستند .

2-   كودكان ذاتا تمايل دارند كه به خواست ديگران احترام گذاشته و با آنان در باره بازي و تقسيم نقش هاي بازي توافق داشته باشند . بر همين اساس ميتوان علاقمندي آنان را به كار در گروه هاي همسالان به راحتي افزايش داد .

3-   احساس بودن در گروه براي رفع مشكلات موجود ، كمك متقابل به دوستان ، علاقمندي در اجراي كارهاي عمومي ،  دلسوزي نسبت به همبازي ها در گروه ، علاقه نسبت به پشرفت بازي وانجام  كارهاي عمومي و ........ را ميتوان در كودكان از همين سن آغاز نمود .

4-   ميتوان در اين شرايط سني  به كودكان آموزش داد كه توانايي بيطرفي و بي نظري در ارزيابي هاي ديگران ،  صرف نظر كردن از تمايلات فردي ،  شنيدن و پذيرفتن حرفهاي  ديگران را در جريان بازي و ....... مورد توجه قرار داده  و بايد آنان اين موارد را از ابتداي كودكي فرا گيرند .

5-   آموزش ابراز دوستي و علاقه به دوستان در تامين مناسبات دوستانه ، براي كودكان بسيار مهم و ضروري است ، كه مي توان از همين دوران سني اين ويژگي را مورد توجه قرار داد .

بررسي موضوع خيالبافي در بازي هاي  كودكانه ( DAYD  REANING )

 

دوره خردسالي و دوران پيش از دبستان زماني كوتاه ، در تكوين رشد وشخصيت كودكان است ، اما از نظر شكل دهي به شخصيت آنان اين دوره بسيار ثمربخش و پر اثر است . كودك در اين سالها ، اولين دانستني هاي خود را درمورد محيط پيراموني فرا گرفته و رابطه خود با ديگران تنظيم كرده  و شناخت او از كار شكل مي گيرد، و همين بر خورد هاي اجتماعي در دوران كودكي است كه به شخصيت او شكل و انسجام  داده و موجب تكامل اين انسان كوچك براي دنياي آينده  مي گردد . متخصصان تربيتي اعتقاد دارند كه بهترين شكل فعاليت كودكان در مرحله پيش دبستاني آنان است . او در اين مرحله با بازيهاي متفاوت، قدرت جسماني و فرايند رواني و عواملي همچون حافظه، دقت، مهارت، تعليم وتربيت، چابكي،و تصورات ذهني و ...... را رشد داده و ميتوان گفت كه بازي در مرحله پيش دبستاني، وسيله اي بسيار خوب، در جهت كسب تجارب اجتماعي براي آنان است .

بازي ابتكاري نوعي تقليد از كار بزرگسالان وكاري آميخته شده با قدرت تخيل كودكان، و به نوعي آفريده شده توسط ذهن خلاق كودكان است، كه در خصوص تربيت آنها بسيار سودمند بوده ودر اين شرايط بازي را مي توان نوعي باز تاب از زندگي آنان دانست، زيرا كودك عليرغم اينكه مي داند عروسك او موجودي واقعي نيست، ولي همانند موجودي واقعي و جاندار با او بازي كرده و آن را دوست دارد . خلاقيت و قدرت ابتكارفردي كودكان در آفرينش موضوع بازي وتجسس براي تامين وسايل مطلوب بازي را شكل مي دهد، و در اين تحقق يافتن بازي كودك هم هنرپيشه اي واقعي است، و هم كارگردان، و يا به نوعي او هم خريدار مي باشد و هم فروشنده . بايد صادقانه گفت كه كودكان در مرحله قبل از دبستان، تنها بازيگراني هستند كه تمايلات، آرزو ها و احساسات خود را در بازي براي خود بيان مي كنند . مفهوم دوستي براي كودكان با بازي شكل مي گيرد و آنها عليرغم انتخاب بازي و نوع آن و ....... در سازماندهي بازي نقش داشته ودر هيچ كار ديگري از چنين قوانين جدي و دست پا گير و التزام آوري، براي خود استفاده نمي كنند . آنها با بازي ياد مي گيرند كه چگونه افكار خود را براي رسيدن به يك هدف مشخص و يا اهداف مشترك ديگري متمركز سازند و اينجاست كه نقش مربيان و والدين، جلب دقت كودكان در تامين مسير بسوي هدفي مناسب است . اين مسير صحيح وكنترل براي  رسيدن به هدف، موجب بهبود احساس مسوليت پذيري، و ايجاد روابط دوستانه با ديگران و ساير كودكان مي گردد .

ماكارنگو معتقد است، كه بازي خوب شبيه به كار خوب است . در كار و بازي، كوشش و تلاش فكري ، شوق آفرينندگي، فعاليت جسماني، احساس مسوليت پذيري، و ..... موجب شناخت ارزشهاي فرهنگي و اجتماعي در كودكان مي شود . اين ارزشها در بازي بعنوان اصول حاكم بر بازي محسوب نمي شوند، و كودكان در اينجا، رابطه اي مستقيم با اهداف اجتماعي نخواهند داشت، اما تثبيت و شناخت ارزشهاي فرهنگي و اجتماعي در بازي بصورت غير مستقيم براي آنان انجام مي گردد . كودكان ساده انديش، فعاليت فكري خود را در ضمن اجراي بازي با تصورات خود همراه ساخته و به بازي مي پردازند ، بعنوان مثال ممكن است كودكان بيمارو يا پزشك باشند . بايد در اين وضعيت، خصوصيات ذهني يك پزشك و چگونگي حركات و گفتار او را براي خود متصور شوند و از ابزار و وسايل مشابه، در اجراي اين نقش براي سايركودكان گروه استفاده كنند . شخصيت آنها در اتحاد و همكاري گروهي شكل گرفته، و موجب پرورش روح دوستي و رشد استعداهاي ويژه  در آنان مي شود و اين رشد استعداد، انعكاسي از كار بزرگسالان و چگونگي رفتار آنان با كودكان در اين وضعيت سني است .

معمولا در حين بازيهاي ابتكاري، كودكان اشعار و آوازهايي را كه قبلا آموخته اند، با صداي بلند براي خود خوانده و آن را زمزمه مي كنند، و يا در اين شرايط از حركات بدن و يا حركت اندامهاي بدني بهره مند مي شوند . تاكيد بسياري شده است كه توجه داشته باشيد، بازي كودكان قالبي نباشد وهميشه شرايطي را براي آنان مهيا كنيد، تا راه را براي بروز ابتكارو خلاقيت در آنها تامين و ايجاد نمائيم ، و در همه حال بايد دانست كه بازي آنان بايد ساخته و پرداخته فكر خودشان باشد و توصيه مي كنند، كه بعنوان فردي بزرگتر و يا مربي كودكان ،هيچگاه در بازي كودكان دخالت ويژه  نكنيد و بدانيد كه دخالت شما زماني موثر و مفيد است كه مورد اعتماد و مورد احترام كودكان باشيد، لذا اگر مي خواهيد در بازي كودكان مشاركت فعال داشته باشيد، سعي كنيد كه بدون هر گونه تغير در ايده بازي آنان، به بازي با گروه  ادامه داده و بازي را برايشان جالب تر و زيباتر سازيد . موضوع بازي هاي جذاب براي كودكان، هميشه پديده اي بر گرفته از زندگي در كودكستان ،مسافرت ها، شركت در جشن ها، چگونگي غذا خوردن، تنبه و تشويق ديگران، روابط خانوادگي ، و.........است ، و هر موضوع ديگري هم مي تواند، بعنوان سوژه اي مناسب، در تنوع بازي براي  آنها دخالت خاص داشته باشد .

كودكان زير 4 سال بدون هر گونه هدفي و معمولا بدون هدف و موضوعي مشخص، بازي مي كنند و پس از 4 سالگي است كه، كودكان خردسال قادر به انتخاب موضوع بازي و در نظر گرفتن اهداف در بازي مي گردند . كودكان 5 و 6 ساله در مرحله پيش دبستاني و يا در سنين كودكستان، با بازيهاي گروهي و دسته جمعي، مفاهيم متنوعي از زندگي را فرا گرفته و تكامل و عزت نفس در آنان مشهود مي شود و آنها در اين سن مي توانند افكار خود را براي دوستان خود به راحتي توضيح دهند . فراموش نكنيد كه ، گرايش كودكان به بازيهاي دسته جمعي كاري بسيار خوب است، اما بازيهاي انفرادي و تك نفره براي كودكاني كه بسيار زود رنج هستند و از بودن در جمع احساس ناراحتي مي كنند، مي تواند موضوعي بسيار سودمند و اثر گذار باشد . ما كارنگو مي گويد كه :

برخي از والدين نسبت به بازي فرزندان خود هيچ علاقه اي از خود نشان نمي دهند .

برخي ديگر از والدين به خريد اسباب بازيهاي زياد و متنوع و زيبا، براي كودكانشان اكتفا مي كنند .

و برخي ديگر از آنان بيش از اندازه در اجراي بازي كودكان خود دخالت مي نمايند و اجازه هر گونه حل و فصل مشكلات را به كودكان خود نمي دهند .

واينجاست كه بايد گفت كه اوليا كودك بازي مي كنند نه كودكان آنها .

و اين شيوه در تربيت ساختاري كودكان امروزه ديگر مطرود است .

 

بازي يك ركن مهم درتداوم زندگي كودكان و نوجوانان است . كودكان  با ارائه نقش هاي متفاوت در بازي مي توانند همانند سازي كرده ، و به آرامي نقش هاي اجرا شده در آنان دروني ميشود . بازي اثر گذاري شايسته اي بر روحيه و تفكرات كودك داشته وتوصيه مي گردد كه  متناسب با رشد سني او باشد ، وقطعا  پذيرش نقش هاي منفي ميتواند ساخت وسازندگي شخصيت انساني او را درآينده مخدوش نمايد ومتخصصان علوم رفتاري،  تنوع رفتار والدين با كودكان رادر اين مورد موضوعي شايسته توجه مي دانند . پدران و مادران اخمو و هميشه گرفتار،  فرزنداني با نشاط وبا روحيه اي  شاد نخواهند داشت و مربيان و والدين ، كودكان قطعا نقش بسيار حساسي را در پرورش و تربيت آينده اين  كودكان عهده دار مي باشند . گاهي اوقات برخي از والدين از انزوا طلبي و يا پر خاشگري كودكان خود اظهار نگراني دارند ،  آنان مسلما هيچگونه برنامه اي را در رشد فر زند خود مورد توجه قرار نداده و كودكان آنها،  عليرغم خستگي از درس و مدرسه ،  روحيه اي منفي و رفتاري نا شايست را فرا مي گيرند و عدم غني سازي اوقات فراغت آنان ،  موجب بروز مشكلات شخصيتي و گرايش به انحرافات اجتماعي را در آنان به زودي رقم خواهد زد .

فراموش نكنيم كه بايد ها و نبايد ها در رفتار كودكان چندان تاثير گذار نيست ،  بهترين نوع ياد گيري براي كودكان ، ارائه و انجام رفتار هاي محاسبه شده و دقيق است ،  آنان  در جريان بازي چگونگي بر خورد با همسالان ، احترام متقابل ،  آزاد منشي ، عزت نفس ،  كرامت انساني ،  خلاقيت و نو آوري ،  همكاري گروهي ، و تجربه زندگي و ............. را به خوبي  فرا مي گيرند و اگر كودكان از بزرگسالان حرف شنوي ندارند ، شايد احترام در روابط اجتماعي را به آنان آموزش نداده ايم ،  پس داشتن  رابطه صميمي و احترام متقابل را نمي توان از آنان انتظار داشته با شيم . بازي و تفريح و ورزش، اركان مهمي در فضا سازي و افزايش نشاط و شادي آفريني و كسب سلامت براي كودكان را عهده دار است و نظام آموزشي ،  از دبستان تا دبيرستان ،  بايد يادگيري مفاهيم مذكور را براي  آنان مورد توجه قرار دهد .آموزش پرورش ،  صدا و سيما ،  مشاركت هاي گروهي در ارائه  برنامه هاي اجتماعي ،  مفاهيم فرهنگي متنوع ،  خوب و بد ها ، شناخت دشواري و ناملايمات زندگي ،  و ........ مطالب متنوعي  را مي تواند به كودكان آموزش دهد ،  ودر دنياي پيچيده وماشيني امروزي ،  اهميت بازي و تفريح وورزش ،  بيش از پيش براي كودكان و تمامي انسانها ، امري كاملا مشخص و ضروري بوده ،  تا بتوانيم  سلامت و بهداشت جسماني و رواني را براي تداوم  فعاليتهاي  روز مره زندگي،   براي خود و  كودكانمان  تامين سازيم .

حس تخيل در كودكان نوعي بازي فكري در آنان است ،  و آنان بازي هاي تخيلي را بر پايه تجربيات روز مره در زندگي خود استوار مي نمايند . كودكان با داشتن يك كلاه و يك هواپيماي كوچك ،  نقش خلبان را به خوبي انجام داده و يا در مشاغل ديگري همچون پزشكي ،  خانه سازي ،  و .......... مورد توجه قرار داده وخود را در آن شغل متصور مي سازند . كودكان با ورود به مدرسه ،  بازيهاي تخيلي خود را توام با خيالبافي نموده  و كودكان پر هوش و با استعداد نيز،  زودتر به خيالبافي در بازي گرايش پيدا مي كنند وموضوع  خيالبافي تا دوران بلوغ  با آنان و در زندگي آنان  است . كودكاني كه انطباق اجتماعي صحيح و سريعتري نسبت به ساير كودكان  برخوردارند ، در زماني كه قادر به انجام بازي نباشند، در اسرع وقت  به خيالبافي رو نموده ،  و كودكاني كه از انطباق اجتماعي ضعيف تري برخوردار هستند ،  خيالبافي را جانشين بازي با ساير كودكان و گروه همسالان خود قرار مي دهند . تحقيقات و پژوهش هاي انجام شده در مورد بازي هاي كودكانه ، نشان داده است كه هميشه دختران در هر گروه سني نسبت به  پسران افرادي خيالباف تر هستند .

براي بسياري از كودكان خيالبافي يك وسيله بسيار خوب در گذران اوقات فراغت آنان است ،  چون به هيچ وسيله خاص ويا به همبازي ديگري  نيازي نداشته و انرژي بالايي هم در خيالبافي صرف نخواهد شد .  و قطعا در هيچ بازي ديگري ،  خود ارضائي تا اين حد كامل و كافي براي انسان متصور نيست . متخصصان تربيتي بدون شك خيالبافي را يكي از خطرناك ترين انواع بازي ها دانسته و اعتقاد بر اين دارند كه ،  كودكان پر هوش صرفا در زمان كسلي ويا در شرايطي كه در اجراي كاري موقتا كفايت لازم را از دست داده اند به خيالبافي رو مي آورند، كودكان خيالباف بر اساس يك محرك اخلاقي در دنياي قهرمانان و قهرمان شدن سير مي كنند و آنقدردر اين راه  تلاش خواهند كرد،   تا سرانجام به هدف خود، كه همانند سازي با قهرمان ورزشي شدن است ، برسند وارضاء گردند .

موضوع خيالبافي پيرامون،  دو اصل محبوب براي كودكان است ..

الف -  قهرمان فاتح

ب – قهرمان رنج ديده

در دوران بلوغ ، توام  با رشد فيزيكي و شروع تغيرات بدني و كاهش ميزان  مصرف انرژي وبروزضعف عمومي در بدن ، فعاليت ذهني در كودكان و نوجوانان مي تواند جانشين فعاليت بدني در آنان گردد و اگر هم تمايل و گرايشي نيز به انجام بازي را دارند، آنان از بازي هاي غير فعال استفاده مي كنند . بسياري از كودكان بدليل رفتار بد والدين  و يا مربيان خود و يا ساير افراد جامعه ،  خود را فردي مظلوم فرض كرده و در پايان اين تراژدي غمناك از خود يك قهرمان رنج كشيده مي سازند . اين نقش قهرمان رنج ديده در دوران نوجواني در بين آنها بسيار شايع ،  و نقش قهرمان فاتح در دوران كودكي بسيار مورد خيالبافي آنان قرار مي گيرد . در اين بازي ناسالم ،  كودكان و نوجوانان اعتقاد دارند كه هيچكس آنان را دوست نداشته و اين ديدگاه ضد اجتماعي مي تواند،  ورود به دنياي ناهنجار را براي اين گروه توليد وتسريع نمايد . بايد به كودكان ياد داد كه واقع بينانه بودن و واقع گرايي در زندگي ، موجب  كاهش ورود به  دنياي خيالبافي در آنان شده و توجه به اين امربراي  آنان ضروري و موضوعي قابل توجه  است ، وداشتن  نظرات نا سالم در باره والدين و موقعيت هاي ضد اجتماعي را بايد از پيش روي آنان به هر طريقي ، بر داريم  تا آنان را از اين ديدگاه منفي و موضوع گسترش خيالبافي ،  بتوانيم  دور سازيم .

با افزايش سن كودكان و انجام بازيهاي متنوع در آنان ،  دنياي ورزش و تفريحات سالم مي تواند در بزرگ شدن جسمي و رواني كودكان و نوجوانان  بسيار اثر گذار باشد . با ورزش نوجوانان و كودكان، عليرغم كسب مهارتهاي ويژه در دنياي بازي مي توانند وارد دنياي ورزش شده و بازي را با ورزش  معاوضه كنند. اگر چه بازي ديدگاهي خاص  و امري فردي است ، اما آنها  در دنياي ورزش هم توا نند به صورت انفرادي و يا به شكل گروهي عمل نمايند و به تدريج ياد بگيريد كه با ساير بازيكنان در صحنه ورزش ، همكاري بيشتري را اعمال نمايند ، در اين شرايط است كه آنان از ورزش انفرادي و يا ورزش تيمي خود لذت بيشتري را مي برند . بازي و پس از آن ورزش كردن،   از عوامل اجتماعي شدن و با ارزشي است كه،   توانايي هاي كودكان را ارتقاء داده و ارزشهاي واقعي را براي آنان بخوبي به تصوير مي كشد ، اين موضوع  نقش رهبري كردن را پيرو انجام بازي هاي متنوع دركودكان به صحنه ورزش كشانيده ،  قدرت وشخصيت  آنها را درورزش و بدنبال  بازي كردن ،  به راحتي رشد و ارائه و ارتقا مي نمايد . آنان كه در ورزش و در بازي  بخوبي مهارت خود را نشان مي دهند ،  مي توانند به عنوان يك ورزشكار خوب مطرح شده ، ونقش برجسته آنها در بازي ويا در تيم ورزشي ،  تضمين كننده شهرت و شخصيت آينده آنان  بوده وبه راحتي ميتوانيم  آنها راازدوران  خيالبافي ، به دنياي واقعيت كشانيد .

نقش بازي هاي ابتكاري در تعليم و تربيت مطلوب كودكان :

 

دوره خردسالي و دوران پيش از دبستان زماني كوتاه ، در تكوين رشد وشخصيت كودكان است ، اما از نظر شكل دهي به شخصيت آنان اين دوره بسيار ثمربخش و پر اثر است . كودك در اين سالها ، اولين دانستني هاي خود را درمورد محيط پيراموني فرا گرفته و رابطه خود با ديگران تنظيم كرده  و شناخت او از كار شكل مي گيرد، و همين بر خورد هاي اجتماعي در دوران كودكي است كه به شخصيت او شكل و انسجام  داده و موجب تكامل اين انسان كوچك براي دنياي آينده  مي گردد . متخصصان تربيتي اعتقاد دارند كه بهترين شكل فعاليت كودكان در مرحله پيش دبستاني آنان است . او در اين مرحله با بازيهاي متفاوت، قدرت جسماني و فرايند رواني و عواملي همچون حافظه، دقت، مهارت، تعليم وتربيت، چابكي،و تصورات ذهني و ...... را رشد داده و ميتوان گفت كه بازي در مرحله پيش دبستاني، وسيله اي بسيار خوب، در جهت كسب تجارب اجتماعي براي آنان است .

بازي ابتكاري نوعي تقليد از كار بزرگسالان وكاري آميخته شده با قدرت تخيل كودكان، و به نوعي آفريده شده توسط ذهن خلاق كودكان است، كه در خصوص تربيت آنها بسيار سودمند بوده ودر اين شرايط بازي را مي توان نوعي باز تاب از زندگي آنان دانست، زيرا كودك عليرغم اينكه مي داند عروسك او موجودي واقعي نيست، ولي همانند موجودي واقعي و جاندار با او بازي كرده و آن را دوست دارد . خلاقيت و قدرت ابتكارفردي كودكان در آفرينش موضوع بازي وتجسس براي تامين وسايل مطلوب بازي را شكل مي دهد، و در اين تحقق يافتن بازي كودك هم هنرپيشه اي واقعي است، و هم كارگردان، و يا به نوعي او هم خريدار مي باشد و هم فروشنده . بايد صادقانه گفت كه كودكان در مرحله قبل از دبستان، تنها بازيگراني هستند كه تمايلات، آرزو ها و احساسات خود را در بازي براي خود بيان مي كنند . مفهوم دوستي براي كودكان با بازي شكل مي گيرد و آنها عليرغم انتخاب بازي و نوع آن و ....... در سازماندهي بازي نقش داشته ودر هيچ كار ديگري از چنين قوانين جدي و دست پا گير و التزام آوري، براي خود استفاده نمي كنند . آنها با بازي ياد مي گيرند كه چگونه افكار خود را براي رسيدن به يك هدف مشخص و يا اهداف مشترك ديگري متمركز سازند و اينجاست كه نقش مربيان و والدين، جلب دقت كودكان در تامين مسير بسوي هدفي مناسب است . اين مسير صحيح وكنترل براي  رسيدن به هدف، موجب بهبود احساس مسوليت پذيري، و ايجاد روابط دوستانه با ديگران و ساير كودكان مي گردد .

ماكارنگو معتقد است، كه بازي خوب شبيه به كار خوب است . در كار و بازي، كوشش و تلاش فكري ، شوق آفرينندگي، فعاليت جسماني، احساس مسوليت پذيري، و ..... موجب شناخت ارزشهاي فرهنگي و اجتماعي در كودكان مي شود . اين ارزشها در بازي بعنوان اصول حاكم بر بازي محسوب نمي شوند، و كودكان در اينجا، رابطه اي مستقيم با اهداف اجتماعي نخواهند داشت، اما تثبيت و شناخت ارزشهاي فرهنگي و اجتماعي در بازي بصورت غير مستقيم براي آنان انجام مي گردد . كودكان ساده انديش، فعاليت فكري خود را در ضمن اجراي بازي با تصورات خود همراه ساخته و به بازي مي پردازند ، بعنوان مثال ممكن است كودكان بيمارو يا پزشك باشند . بايد در اين وضعيت، خصوصيات ذهني يك پزشك و چگونگي حركات و گفتار او را براي خود متصور شوند و از ابزار و وسايل مشابه، در اجراي اين نقش براي سايركودكان گروه استفاده كنند . شخصيت آنها در اتحاد و همكاري گروهي شكل گرفته، و موجب پرورش روح دوستي و رشد استعداهاي ويژه  در آنان مي شود و اين رشد استعداد، انعكاسي از كار بزرگسالان و چگونگي رفتار آنان با كودكان در اين وضعيت سني است .

معمولا در حين بازيهاي ابتكاري، كودكان اشعار و آوازهايي را كه قبلا آموخته اند، با صداي بلند براي خود خوانده و آن را زمزمه مي كنند، و يا در اين شرايط از حركات بدن و يا حركت اندامهاي بدني بهره مند مي شوند . تاكيد بسياري شده است كه توجه داشته باشيد، بازي كودكان قالبي نباشد وهميشه شرايطي را براي آنان مهيا كنيد، تا راه را براي بروز ابتكارو خلاقيت در آنها تامين و ايجاد نمائيم ، و در همه حال بايد دانست كه بازي آنان بايد ساخته و پرداخته فكر خودشان باشد و توصيه مي كنند، كه بعنوان فردي بزرگتر و يا مربي كودكان ،هيچگاه در بازي كودكان دخالت ويژه  نكنيد و بدانيد كه دخالت شما زماني موثر و مفيد است كه مورد اعتماد و مورد احترام كودكان باشيد، لذا اگر مي خواهيد در بازي كودكان مشاركت فعال داشته باشيد، سعي كنيد كه بدون هر گونه تغير در ايده بازي آنان، به بازي با گروه  ادامه داده و بازي را برايشان جالب تر و زيباتر سازيد . موضوع بازي هاي جذاب براي كودكان، هميشه پديده اي بر گرفته از زندگي در كودكستان ،مسافرت ها، شركت در جشن ها، چگونگي غذا خوردن، تنبه و تشويق ديگران، روابط خانوادگي ، و.........است ، و هر موضوع ديگري هم مي تواند، بعنوان سوژه اي مناسب، در تنوع بازي براي  آنها دخالت خاص داشته باشد .

كودكان زير 4 سال بدون هر گونه هدفي و معمولا بدون هدف و موضوعي مشخص، بازي مي كنند و پس از 4 سالگي است كه، كودكان خردسال قادر به انتخاب موضوع بازي و در نظر گرفتن اهداف در بازي مي گردند . كودكان 5 و 6 ساله در مرحله پيش دبستاني و يا در سنين كودكستان، با بازيهاي گروهي و دسته جمعي، مفاهيم متنوعي از زندگي را فرا گرفته و تكامل و عزت نفس در آنان مشهود مي شود و آنها در اين سن مي توانند افكار خود را براي دوستان خود به راحتي توضيح دهند . فراموش نكنيد كه ، گرايش كودكان به بازيهاي دسته جمعي كاري بسيار خوب است، اما بازيهاي انفرادي و تك نفره براي كودكاني كه بسيار زود رنج هستند و از بودن در جمع احساس ناراحتي مي كنند، مي تواند موضوعي بسيار سودمند و اثر گذار باشد . ما كارنگو مي گويد كه :

برخي از والدين نسبت به بازي فرزندان خود هيچ علاقه اي از خود نشان نمي دهند .

برخي ديگر از والدين به خريد اسباب بازيهاي زياد و متنوع و زيبا، براي كودكانشان اكتفا مي كنند .

و برخي ديگر از آنان بيش از اندازه در اجراي بازي كودكان خود دخالت مي نمايند و اجازه هر گونه حل و فصل مشكلات را به كودكان خود نمي دهند .

واينجاست كه بايد گفت كه اوليا كودك بازي مي كنند نه كودكان آنها .

و اين شيوه در تربيت ساختاري كودكان امروزه ديگر مطرود است .